ساده زيستي (1)
منو

شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

A+ A A-

ساده زيستي (1)

  • نوشته شده توسط مدير سايت
  • دسته: مقالات
  • بازدید: 3307

ساده زيستي

يکي از موضوعاتي که در زندگي فردي و اجتماعي و مادي ومعنوي انسان تأثير بسزايي دارد، ساده زيستي و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالي که از نظر فرهنگ ديني، يکي از ارزش هاي متعالي به حساب مي آيد.
ساده زيستي، پاسخ انسان هاي دانا به زندگي ناپايدار دنياست که در پرتو آن، آرامش درون و برون حاصل مي شود. بنا براين، ساده زيستي با نوع شناخت انسان و نگرش او به زندگي دنيا مرتبط است.
در عصر حاضر، دو نگاه افراطي و تفريطي به بهره مندي از مواهب الهي و ماديات ديده مي شود. عده اي در ماديات دنيا غوطه ور شده و اسير زرق و برق و تجملات آن گرديده اند و برخي مانند راهبان مسيحي و صوفيان مزور، تارک دنيا شده و از جهان ماده يا به کلي بي خبرند و يا مي خواهند با زندگي زاهدانه، افکار مردم را به خود جلب کنند.
رشد فزاينده ي عوامل قدرت وثروت و ترويج مصرف گرايي در عصر حاضر، خطر روي آوردن به زندگي تجملاتي و فرو رفتن در مرداب دنيا را افزايش داده است.
وضعيت فوق و آثار زيان بار زندگي تجملاتي مي طلبد که ويژگي ها ي ساده زيستي و آثار مثبت آن را بررسي کنيم تا از خطرات دل بستگي تام و تمام به مواهب دنيوي و تجمل گرايي در امان بمانيم.
ساده زيستي مورد نظر اسلام عبارت است از :عدم دل بستگي به مظاهر دنيا و رهايي از تجملات و تشريفات زايد زندگي و بي پيرايه بودن که مقابل آن، تجمل گرايي و رفاه زدگي است.

ساده زيستي و زهد

ساده زيستي با مفهوم زهد و بي رغبتي، ارتباط تنگاتنگي دارد. استاد مطهري مي گويد : «زهد، حالتي است روحي و زاهد ازآن نظر که دل بستگي هاي معنوي و اخروي دارد، به مظاهر مادي زندگي بي اعتناست. اين بي اعتنايي و بي توجهي تنها در فکر و انديشه و احساس قلبي نيست و در مرحله ي ضمير پايان نمي يابد. زاهد در زندگي عملي خويش، سادگي و قناعت را پيشه ي خود مي سازد و از تنعم تجمل و لذت گرايي پرهيز مي نمايد. زهاد جهان آنها هستند که به حداقل تمتع و بهره گيري از ماديات اکتفا کرده اند.» (1)
با اين توصيف، مفهوم زهد دو مرحله ي قلبي و عملي دارد : مرحله ي قلبي آن، عدم دل بستگي به دنيا، و مرحله ي عملي آن، اکتفا کردن به حداقل ابزارهاي زندگي و ساده زيستي است. پس مي توان گفت : ساده زيستي راستين راه را براي تحصيل زهد حقيقي همواره مي سازد ؛ چنان که در روايتي از امام علي (ع) آمده است : «التزهد يؤدي الي الزهد ؛(2) واداشتن خود به زهد و ساده زيستي، منتهي به حالت دروني زهد مي گردد» .در جاي ديگر مي فرمايد : «اول الزاهد التزهد ؛ (3)
)نخستين گام زهد، تزهد (ساده زيستي) است.»
در يک جمله مي توان گفت :زهد، مربوط به گرايش باطني و قلبي انسان به دنياست و ساده زيستي، ناظر به زندگي فردي و اجتماعي افراد است و نمي توان بدون روحيه ي ساده زيستي، به زهد رسيد. تجمل گرايي، حاکي از دل بستگي به دنياست که با زهد در تضاد است.

ساده زيستي صوفيانه

ساده زيستي مورد نظر اسلام، ساده زيستي عزت مند و راستين است که برداشت هاي ناصحيح صوفي گر ي با آن تطبيق نمي کند. متأسفانه در همه ي زمان ها، زاهد نماهاي صوفي مسلک بوده و هستند که به دليل عدم شناخت کامل از آموزه هاي ديني، نعمت ها را بر خود حرام کرده و لباس پشمينه پوشيده و براي خود ظاهري ژوليده، بي نزاکت و ژنده پوش وخشم آلود درست کرده اند.
امامان معصوم (عليهم السلام) همواره در برابر افکار انحرافي اين گروه ايستادگي مي کردند و با آنها در عمل و گفتار مخالفت مي نمودند و روش آنان را انحرافي و باطل مي دانستند. امام صادق (ع) در مورد اين افراد مي فرمايد :آنها دشمنان ما هستند. کسي که به آنها مايل گردد، جزءآنان است و با آنها محشور مي شود. (4)

ساده زيستي مزورانه

ممکن است بعضي افراد از ساده زيستي سوء استفاده کنند و با نيرنگ و فريب، مردم را به گمراهي بکشانند و از اين طريق به مقاصد خويش برسند.
سعدي در اين باره داستاني نقل کرده است : زاهدي مهمان پادشاهي بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند، بيش از آن کرد که عادت او بود، تا ظن صلاح در حق او زيادت شود... چون به مقام خويش بازآمد، سفره خواست تا تناولي کند. پسري داشت صاحب فراست، گفت : اي پدر، باري به دعوت سلطان طعام نخوردي؟ گفت : در نظر ايشان چيزي نخوردم که به کار آيد. گفت نماز را هم قضا کن که چيزي نکردي که به کار آيد ؟ (5)

ساده زيستي و آراستگي

شايد بعضي تصور کنند ساده زيستي با آراستگي ظاهري، منافات دارد، در حالي که بين اين دو هيچ گونه تضادي وجود ندارد. مي توان هم ساده بود و هم آراسته. اسلام بر لزوم آراستگي مسلمانان تأکيد کرده است. قرآن مجيد مي فرمايد :«يا بني آدم خذوا زينتکم عند کل مسجد ؛ (6) اي فرزندان آدم ! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته با شيد» .اين جمله مي تواند شامل پوشيدن لبا سهاي مرتب و پاکيزه، شانه زدن موها، به کار بردن عطر و مانند آن با شد. ضمن آن که شامل زينت هاي معنوي مانند : ملکات اخلاقي و پاکي نيت و اخلاص نيز مي گردد. (7) پيامبر اکرم (ص) مي فرمايد : خداي تعالي دوست دارد وقتي بنده اش نزد برادران خود مي رود، با ظاهري آراسته رو به رو شود. (8) آن حضرت از مردي که موهاي ژوليده و لباسي کثيف داشت، انتقاد کرد و فرمود :بهره بردن از نعمت هاي الهي و نماياندن نعمت، جزءدين است. (9)
پيامبر اکرم (ص) در عين سادگي و دوري از تجملات دنيوي، پاک و پاکيزه و خوش بو و معطر بود ؛چنان که وقتي از مسيري مي گذشت، رهگذراني که پس از وي از آن جا مي گذشتند، از بوي خوش آن حضرت مي فهميدند که پيامبر از آن جا عبور کرده است. (10)امام خميني (ره)که الگوي ساده زيستي در عصر حاضر بود، به ظاهر خويش و تميزي و زيبايي لباس بها مي داد و همواره از عطر استفاده مي کرد.

جاي گاه ساده زيستي در اسلام

از نظر اسلام، ساده زيستي، يک ارزش معنوي است. پيشوايان دين، ساده زيستي و قناعت را ارزشي والا مي دانستند و افراد ساده زيست را مي ستودند. اميرمؤمنان علي (ع) در مورد «صعصعه بن صوحان» مي فرمايد : «انک ما علمت حسن المعونه خفيف المؤونه ؛ (11) همانا تو تا آن جا که دانسته ام، ياوري نيکو و کم هزينه اي.»
هم چنين آن حضرت در توصيف «زيد بن صوحان» که در جنگ جمل به شهادت رسيد، فرمود : خداوند تو را رحمت کند اي زيد که به راستي کم هزينه و پر کار بودي. (12)
امام علي (ع) از ميان همه ي کمالات «صعصعه» و «زيد» به اين ويژگي مهم آنان (کم هزينه و پرکار بودن) اشاره مي کند تا جاي گاه ارزشي ساده زيستي براي همگان مشخص گردد.
در اهميت اين مقوله ي ارزش مند همين بس که همه ي پيامبران الهي از آدم تا خاتم، به آن متصف بوده اند.

ساده زيستي در سيره ي پيامبران

سادگي و بي پيرايگي فرستادگان الهي، به عنوان اصلي اصيل، جلوه اي خاص در رفتار، معاشرت و نشست و برخاست آنان دارد. امام علي (ع) از ساده زيستي پيامبران خدا خبر دادهاست. آن حضرت مي فرمايد : موسي (ع) به خدا عرض کرد :پروردگارا ! من به آن چه از نيکي به سويم فرستادي نيازمندم. به خدا، موسي جز ناني که آن را بخورد از خدا چيزي نخواست، زيرا وي از سبزي زمين مي خورد تا آن جا که به دليل لاغري تن و تکيدگي گوشت بدن، رنگ آن سبزي از پوست شکم او نمايان بود. و اگر بخواهي از حضرت داوود (ع) بگويم که به دست خود از ليف خرما زنبيل مي بافت و از بهاي آن، گرده اي نان جوين تهيه مي کرد و مي خورد. و اگر بخواهي از عيسي بن مريم (ع) بگو يم که سنگ را بالين خود مي کرد و جامه ي درشت [و خشن] مي پوشيد و خوراک نا گوار مي خورد و خورش او گرسنگي بود و چراغش در شب، ماه و پناه گاهش در زمستان، شرق و غرب زمين بود. (13)
پيامبر اسلام (ص) نمونه ي کامل ساده زيستي است. امام علي (ع) در توصيف آن حضرت مي فرمايد :براي تو کافي است که رسول خدا (ص) را اطاعت نمايي تا راهنماي خوبي براي تو در شناخت بدي ها و عيب هاي دنيا و بسياري خواري و زشتي هاي آن باشد، چه اين که دل بستگي هاي آن از او گرفته شده و براي غير او گسترده شده است ؛ از نوش آن نخورد و از زيورهايش بهره نبرد. (14)
آن حضرت در ادامه مي فرمايد :پيامبر (ص) روي زمين غذا مي خورد و همچون بندگان مي نشست و به دست خود کفشش را پينه مي زد و جامه ي خود را وصله مي کرد و بر الاغ بي پالان سوار مي شد و ديگري را در کنار خود سوار مي کرد. (15)
رسول خدا (ص) از سيره ي پادشاهان و نوع نشست و برخاست و رفت و آمد و تشريفات آنها سخت بيزار بود. مردي نزد پيامبر آمد تا با وي سخن گويد، اما چون پيامبر (ص) را ديد، دست پاچه شد و به لرزه افتاد. حضرت به او فرمود :راحت باش، من که پادشاه نيستم، من فرزند همان زنم که گوشت خشکيده مي خورد. (16)

امام علي (ع) و ساده زيستي

حضرت علي (ع)و فرزندانش، پاسداران سيره نبوي بودند و در ساده زيستي از آن بزرگوار پيروي مي کردند. آن حضرت مي فرمايد : به خدا سوگند، اين جامه ي پشمين خود را آن قدر وصله کرده ام که از وصله کننده ي آن شرم دارم. (17)
امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش روايت کرده که فرمود :علي (ع)در کوفه به مردم نان و گوشت مي خوراند وخود طعامي جداگانه داشت. بعضي گفتند :کاش مي ديديم که خوراک اميرمؤمنان چيست ؟ پس عده اي به طور سرزده به حضور امام رسيدند، غذاي او چنين بود : تريدي (خرده اي) از نان خشکيده ي خيسيده به روغن که با خرماي فشرده آميخته شده بود و آن خرما را از مدينه براي وي مي آوردند. (18)
ابواسحاق سبيعي مي گويد :يک روز جمعه بر دوش پدرم سوار بودم و امام علي (ع) خطبه مي خواند. ديدم آن حضرت دست خود را تکان مي دهد، گويا با آستين پيراهنش خود را باد مي زند. به پدرم گفتم :آيا اميرمؤمنان گرمش است ؟گفت :او گرما و سرما را چيزي به حساب نمي آورد، بلکه پيراهنش را شسته و چون پيراهني جز آن نداشته، آن را مرطوب به تن کرده است و چنين مي کند تا خشک شود. (19)
کدام زمام داري را مي توان مانند امام علي (ع)يافت که خوراک و پوشاکش چون ضعيف ترين مردم باشد و از اين سيره ي نيکو تا لحظه ي وداع از اين دنيا دست بر ندارد.

حضرت زهرا (س) و ساده زيستي

حضرت زهرا (س) نيز شاگرد مدرسه ي پيامبر (ص) و الگوي ساده زيستي است. وقتي سلمان فارسي چادر کهنه ي ايشان را ديد که با ليف خرما دوازده جاي آن وصله شده بود، متعجب گرديد و با گريه چنين گفت :دختران قيصر و کسري در سندس و حريرند و دختر محمد (ص) روپوشي کهنه بر تن دارد که دوازده جاي آن وصله شده است. آن حضرت گفت :يا رسول الله (ص)! سلمان از لباسم تعجب کرده است، قسم به آن که تو را به حق مبعوث فرمود، پنج سال است که من و علي جز يک پوست گوسفند نداريم که روزها بر روي آن به شترمان علف مي دهيم و چون شب فرا مي رسد آن را فرش مي کنيم و بالش ما از پوستي است که درون آن از ليف خرما پر شده است !(20)
امام زمان (عج) و ساده زيستي
سيره ي آخرين وصي پيامبر (ص) نيز ساده زيستي است. امام صادق (ع) مي فرمايد :«فوالله ما لباسه الا الغليظ و لا طعامه الا الجشب ؛(21) به خدا سوگند، لباس مهدي (عج) جز پوشاکي درشت و خوراک او جز خوراکي سخت نخواهد بود.»

ساده زيستي و مقتضيات زمان

هر چند ساده زيستي به عنوان اصلي ثابت در زندگي پيامبر (ص) و ائمه (عليهم السلام) شناخته مي شود، اما طبيعي است که اين اصل در او ضاع و احوال گوناگون و اعصار مختلف، صور ت و شکل منا سب آن زمان را پيدا مي کند. بر اين اساس، پيشوايان دين با حفظ اصل ساده زيستي، مقتضيات زمان خود را در نظر مي گرفتند. اين نکته مهمي است که بايد در شناخت سيره ي معصومان مورد توجه قرار گيرد، چرا که در غير اين صورت باعث ايجاد شک و شبهه درباره ي زندگي آن بزرگواران مي گردد. نمونه ي زير حاصل عدم شناخت اين نکته ي مهم در زندگي ائمه ي اطهار (عليهم السلام) است.

اعتراض زاهدنماي صوفي مسلک به امام صادق (ع)

روزي سفيان ثور ي که خود از زهد فروش هاي عصر امام صادق (ع) بود، به نوع لباس آن حضرت اعتراض کرد و گفت :اي پسر رسول خدا (ص)!پيامبر (ص)و علي (ع) چنين لباسي را نپوشيدند که شما به تن کرده ايد. حضرت در پاسخ فرمود : رسول خدا (ص) در عصري بود که فقر و تنگ دستي همه جا را فرا گرفته بود و آن حضرت مطابق شرايط آن زمان، چنان لباسي مي پوشيد ؛ ولي دنيا بعد از آن عصر، نعمت هايش را در همه جا فرو ريخت. شايسته ترين افراد به بهره مندي از اين نعمت ها، نيکان هستند. سپس حضرت اين آيه شريفه را خواند که :«قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق ؛(22) بگو : چه کسي نعمت هاي زيباي خدا و روزي هاي پاک را که او براي بندگانش آشکار کرده، حرام نموده است» .اي سفيان ثوري ! آن چه را که از لباس ظاهر من مي بيني براي حفظ آبرو نزد مردم پوشيده ام. سپس حضرت لباس ظاهر خود را بالا زد و لباس زيرين خويش را که زبر و خشن بود، به سفيان نشان داد و فرمود : اين لباس خشن را براي نفس خود و آن لباس ظاهر را براي مردم بر تن کرده ام. (23)
آن گاه امام (ع)اعتراض سفيان را به خودش برگرداند که در زير لباس خشن خويش، جامه اي بس لطيف در برکرده بود (24) و بدين طريق، روحيه ي رياکارانه و زاهدنماي سفيان را آشکار کرد.
شرايط دوره ي امام صادق (ع) به گونه اي بود که بايد به تناسب آن، نوع پوشش و لباس انتخاب شود. در عين حال اگر شرايط تغيير مي کرد و مردم مدينه در سختي قرار مي گرفتند، امام صادق (ع) به همان ساده زيستي بر مي گشتند. از اين رو معتب مي گويد :امام صادق (ع) فرمود : چقدر طعام در نزد ماست ؟گفتم :بيش از چند ماه. حضرت فرمود : همه را بفروش. گفتم :در مدينه طعام نيست. حضرت فرمود :آن را بفروش. وقتي فروختم، حضرت فرمود : طعام را روز به روز خريداري کن و غذاي عيالم را نصفي از گندم و نصفي از جو قرار ده. خدا مي داند که مي توانم به آنان گندم بدهم، ولي دوست دارم خدا مرا ببيند که در زندگي اعتدال دارم. (25)

فلسفه ي ساده زيستي

ساده زيستي در اسلام، تحمل محروميت بي منطق نيست، بلکه بايد بر اساس حکم عقل و نقل صورت گيرد. اما چرا اسلام ساده زيستي را ارزش مي داند و فلسفه ي آن چيست ؟ در اين جا به بعضي از موارد آن اشاره مي کنيم :

1ـ هم دردي با محرومان

فلسفه ي ساده زيستي، هم دردي و شرکت عملي در غم مستمندان است. اگر افراد جامعه به خصوص مديران و رهبران جامعه زندگي ساده اي را برگزينند، هم درد و رنج محرومان را لمس مي کنند و هم با آنان هم دردي کرده اند. از اين رو امام علي (ع) مي فرمايد : اگر مي خواستم مي توانستم از عسل خالص و مغز گندم و بافته ي ابريشم براي خود خوراک و پوشاک تهيه کنم، اما هرگز هوا و هوس بر من چيره نخواهد شد و حرص و طمع مرا به گزيدن خوراک ها نخواهد کشيد. در حالي که ممکن است در سرزمين «حجاز» يا «يمامه» کسي باشد که حسرت گرده ي ناني برد و يا هرگز شکمي سير نخورد، آيا من سير بخوابم و پيرامونم شکم هايي باشد از گرسنگي به پشت دوخته و جگرهايي سوخته ؟ يا چنان باشم که آن شاعر گفته است :
و حسبک داء أن تبيت ببطنه
و حولک اکباد تحن الي القد
اين درد تو را بس که شب سير بخوابي و گرداگردت شکم هايي گرسنه به پشت چسبيده با شد. آيا بدين بسنده کنم که مرا اميرمؤمنان گويند و در ناخوش آيندي هاي روزگار شريک آنان نباشم ؟(26)

2ـ ايثار

يکي ديگر از فلسفه هاي ساده زيستي، ايثار و مقدم داشتن ديگران بر خود است. ايثار از پر شکو ه ترين مظاهر جمال و جلال انسانيت است و فقط انسان هاي بسيار بزرگ به اين قله ي شامخ صعود مي کنند. ايثارگر از اين که نيازمندان را بخوراند و بپوشاند و به آنان آسايش برساند بيش از آن لذت مي برد که خود بخورد و بپوشد و استراحت کند.
اگر لذت ترک لذت بداني
دگر لذت نفس لذت نخواني
نمونه ي بارز ايثار امام علي (ع) و خاندان پيامبر (ص) در سوره ي انسان منعکس شده است. آن بزرگواران براي رضاي خدا طعام خود را به مسکين و يتيم و اسير بخشيدند.

مشهور است که اميرمؤمنان علي (ع) باغي را که پيامبر (ص) درخت نشانده و با دست خود آب داده بود، به دوازده هزار درهم فروخت و وقتي نزد خانواده اش آمد، از آن هيچ نمانده بود و همه را در راه خدا داده بود. حضرت فاطمه (س) به وي گفت :مي داني چند روز است که ما خوراک نخورده ايم و گرسنگي بر ما چيره گشته است، پس چرا قدري از آن را نگه نداشتي ؟حضرت فرمود :چهره هايي زرد و دردمند را که نمي خواستم ذلت خواهش را در آنها ببينم، مرا بازداشت از اين که چيزي از آن را نگه دارم. (27)

ساده زيستي در عصر تکنولوژي

ممکن است اين توهم پيش آيد که در اين زمانه که عصر تکنولوژي و پيشرفت است، ساده زيستي ممکن نيست و اساسا سخن گفتن از اين مقوله، بيهوده و نا به جاست، زيرا ماهيت تکنولوژي، زهد و ساده زيستي را برنمي تابد. حيات تکنولوژي، فزون خواهي و گسترش است و همواره در پي توليد و تکثير مي باشد. پس يکي از مقتضيات آن، ترويج مصرف گرايي و ارزش بودن آن است.
در پاسخ بايد گفت :تکنولوژي، محصول انديشه و عمل انسان است، نه پديده اي خود مختار است ونه مي تواند انسان را به دنبال خود بکشاند. البته در اين که يکي از ويژگي هاي تکنولوژي، ترويج مصرف گرايي است، ترديدي نيست، اما اين خواست انسان است که اگر به دنيا روي آورد، براي خود مصرف هاي نو مي آفريند و در پي ايجاد نيازهاي دروغين مي افتد. انسان مي تواند از فوايد تکنولوژي بهره بجويد ولي اسير آن نباشد.
سخن در بهره مندي از تکنولوژي نيست، بلکه سخن در اين است که بهره مندي از آن به چه قيمتي بايد تمام شود. تکنولوژي بايد در خدمت بشر باشد، نه اين که انسان در خدمت تکنولوژي باشد. اگر ساده زيستي نسبي را يک ارزش بدانيم، فرقي ميان عصر تکنولوژي و جز آن و جود ندارد.البته بايد اذعان کرد که عصر حاضر، ساده زيستي را دشوار ساخته است اما علي رغم اين دشواري، مي توان ساده زيستي را انتخاب کرد و در عين فعاليت اقتصادي وبهره مندي از مواهب علمي اين عصر، اسير ماديات نشد.
به هر روي، ساده زيستي به معناي گوشه گيري، تنبلي و بي تحرکي نيست تا با تکنولوژي و فعاليت و پيشرفت منافات داشته باشد. امام صادق (ع) مي فرمايد :«المؤمن حسن المعونه خفيف المؤونه ؛(28) مؤمن، پرکار و کم خرج است.»

ساده زيستي و فقر

ممکن است اين تصور پيش آيد که اسلام با تأکيد شديد بر ساده زيستي، مروج فقر است، در حالي که به هيچ وجه ساده زيستي به معناي توصيه ي پذيرش فقر و استضعاف نيست و نظر اسلام، فقرزدايي است، نه فقرزايي. فقر، نداشتن و ناداري است، اما ساده زيستي، نخواستن در عين تمکن مي باشد. ساده زيستي، گذشت از سر اقتدار است، اما فقر، گذشت محرومانه است. ساده زيست، دارد و نمي خواهد، اما فقير، ندارد تا بخواهد.
اسلام نه تنها فقر را نمي ستايد، بلکه آن را به شدت محکوم مي کند و از آن بر حذر مي دارد. تا جايي که پيامبر اسلام (ص) از فقر به خدا پناه مي برد (29)و آ ن را از هر مرگي بدتر مي داند. (30)
امام علي (ع)مي فرمايد :پسرم ! از فقر بر تو بيمناکم، پس ازآن به خدا پناه ببر که فقر مايه ي کاستي دين و سرگرداني عقل است و به دشمني مي انجامد. (31)

ضرورت ساده زيستي رهبران جامعه

گرچه ساده زيستي براي آحاد جامعه، يک ارزش محسوب مي شود، اما براي پيشوايان و مديران جامعه، يک ضرورت است. امام علي (ع) مي فرمايد :«ان الله تعالي فرض علي ائمه العدل ان يقدرو ا انفسهم بضعفه الناس کيلا يتبيغ بالفقير فقره ؛ (32) خداي متعال بر پيشوايان دادگر واجب کرده است که خود را با مردم ناتوان برابر قرار دهند تا رنج فقر، مستمندي را نارحت نکند» . آن حضرت در جايي ديگر مي فرمايد :خداوند مرا پيشواي خلقش قرار داده و بر من واجب کرده است که در باره ي خودم و خوراک و پوشاکم مانند مردمان ناتوان عمل کنم تا اين که فقير به سيره ي فقيرانه ي من تأسي کند و ثروت مند به وسيله ي ثروتش سرکشي و طغيان نکند.» (33) ساده زيستي رهبران و زمام داران، دو نتيجه ي مثبت و رعايت نکردن آن، دو خطر بزرگ در پي دارد. تحمل فقر و عدم طغيان ثروت مندان، دو پي آمد مثبت ساده زيستي، و عدم صبر و تحمل محرومان و گستاخي ثرو ت مندان، دو خطر تجمل گرايي رهبران است.
نوشته اند :عالم بزرگ و استاد کل، آيه الله وحيد بهبهاني (ره) پسري داشت به نام عبدالحسين که براي همسر خويش لباسي تازه تهيه کرده بود. وقتي ايشان متوجه شد عکس العمل تندي نشان داد و او را از چنين اعمالي منع نمود. پسر در پاسخ وي آيه ي : «قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق. ..» را خواند. استاد از اين توجيه ناراحت شد و فرمود : من نيز اين آيه را شنيده ام، ولي فقرايي بسيار از همسايگان هستند که به فقر ما تسلي مي جويند. (34)
وقتي به امام علي (ع)خبر مي رسد که کارگزار او «عثمان بن حنيف» در بصره به مهماني يکي از ثروت مندان آن شهر رفته که در آن مهماني، غذاهاي رنگارنگ تدارک ديده شده و جاي فقرا خالي بوده است، او را سخت سرزنش کرده و به وي گوشزد مي کند که گمان نمي کردم تو مهماني مردمي را بپذيري که نيازمندانشان به جفا رانده شده اند. (35)
امام خميني (ره) همواره بر ساده زيستي مسئولان و کارگزاران و روحانيان تأکيد مي نمودند وآنان را از تجمل گرايي برحذر مي داشتند. ايشان در اين باره مي فرمايد : «من متواضعانه و به عنوان يک پدر پير ازهمه ي فرزندان و عزيزان روحاني خود مي خواهم که در زماني که خداوند بر علما و روحانيون منت نهاده است و اداره ي کشور بزرگ و تبليغ رسالت انبيا را به آنان محول فرموده است، از زي روحاني خود خارج نشوند و از گرايش به تجملات و زرق و برق دنيا که دون شأن روحانيت و اعتبار نظام جمهوري اسلامي ايران است، پرهيزکنند وبر حذر باشند که هيچ آفت و خطري براي روحانيت و براي دنيا و آخرت آنان، بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسير دنيا نيست. » (36)
با نگاهي گذرا به زندگي سراسر ساده و بي آلايش امام خميني (ره) چه در دوران جواني و چه در اوج مبارزه و تبعيد و چه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، مي توان به بعد ساده زيستي آن پير مراد و عارف وارسته پي برد. اين امر چنان مشهود بود که «مايک والاس»، گزارش گر تلويزيوني آمريکا بعد از ملاقات و مصاحبه با وي چنين اظهار مي دارد :«بايد بگويم زندگي بسيار ساده که رهبر انقلاب اسلامي براي خود فراهم کرده بود، او را از همه ي رهبران ديگر دنيا متمايز مي کرد. » (37)

زمينه هاي ساده زيستي

نهادينه شدن ساده زيستي در جامعه به عنوان يکي از ارزش هاي اخلاقي، نياز به فراهم شدن بستر و زمينه مناسب دارد که مهم ترين آنها عبارت اند از :
1ـ ساده زيستي مسئولان جامعه :يکي از عواملي که در ساده زيستي مردم مؤثر است، بي پيرايه بودن زندگي رهبران و کارگزاران و الگو هاي جامعه است. مدل برداري از زندگي کساني که نقش هدايت و راهنمايي را بر دوش دارند و الگوگيري از آنان، موضوعي است که در آموزه هاي ديني و روان شناسي مورد توجه قرار گرفته است. از امام علي (ع) نقل شده است که فرمودند : مردم به حاکمان خود شبيه ترند تا به پدرانشان.
آن حضرت با مطرح کردن روش زندگي پيامبر (ص) به عنوان برجسته ترين الگوي تربيتي، مردم را به ساده زيستي دعوت کرده و فرمودند : براي تو کافي است که راه و رسم زندگي پيامبر اسلام (ص) را الگو قرار دهي. (38) آن حضرت در جايي ديگر زندگي خود را که نمونه ي عالي بي رغبتي به دنيا و ساده زيستي است، به عنوان الگو معرفي مي کند و مي فرمايد : بدانيد که هر پيروي را امامي است که او را الگوي خود مي شناسد و از نور دانشش روشني مي گيرد، بدانيد که امام شما از دنياي خود به دو پاره تن پوش و از خوردني هايش به دو قرص نان بسنده کرده است. (39)
2ـ دنياشناسي : ساده زيستي با نحوه ي نگرش انسان به دنيا ارتباطي مستقيم دارد. کسي که دنيا را همه چيز و منتهاي آمال و آرزوهاي خود مي پندارد، نمي تواند ساده زيست باشد. در جهت اصلاح همين نگرش است که امام علي (ع) مي فرمايد : از فرزندان آخرت باشيد، نه از فرزندان دنيا. (40)
3ـ خودشناسي : يکي از روش هايي که در تقويت ارزش هاي اخلاقي به ويژه ساده زيستي مؤثر است، توجه دادن انسان به منزلت خويش است. کسي که بداند دنيا ابزاري بيش نيست، هرگز خود را به دنياي پست و زودگذر نمي فروشد و اسير مظاهر دنيوي نمي شود.
4ـ فرهنگ سازي : فطرت انسان ها به سمت و سوي خوبي ها گرايش دارد، پس مهم آن است که ساده زيستي به عنوان يک ارزش معرفي گردد. دستگاه هاي تبليغاتي به ويژه صدا و سيما با ساخت برنامه هاي گوناگون مي توانند ساده زيستي را در جامعه به عنوان يک فرهنگ ترويج کنند و مردم را به تهاجم فرهنگي دشمن که در جهت دگرگوني ارزش ها قدم بر مي دارد، متوجه سازند.

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید


مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید