امام خميني(ره) و احياي انديشه و تمدن اسلامي - بخش سوم
منو

شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

A+ A A-

امام خميني(ره) و احياي انديشه و تمدن اسلامي - بخش سوم

  • نوشته شده توسط مدير سايت
  • دسته: مقالات
  • بازدید: 1468

http://askdin.com/gallery/images//514/1_emam.jpg

عملكرد امام خميني در احياي تفكر اسلامي

شيوه­ي حضرت امام خميني(ره) در احياي انديشه­ي اسلامي، انعكاس همان شيوه­ي رفتاري پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در صدر اسلام و ادامه­ي گسترش انديشه­ي اسلامي، سيره­ي محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) را سرلوحه­ي كار خود قرار دادند و در نتيجه به تعليمات اسلامي
بي­تحرك، روح و جان تازه­اي بخشيد، امت مسلمان بدون توجه به اختلاف ميان گروه­ها و فرقه­ها، انديشه­هاي امام خميني(ره) را پذيرفتند. و بدين ترتيب يكي از بارزترين و پرخروش­ترين جنبش­هاي اسلامي(انقلاب اسلامي) در جهان به وجود آمد. اگر ما ديگر شخصيت­هاي عصر حاضر را مورد بررسي قرار دهيم مشخص مي­شود كه انقلاب مائوتسه تونگ در چنين فقط در محدوده­ي كشور چين قرار داشت و آن هم بعد از مدتي ماهيت و شكل واقعي خود را از دست داد، نظريات انقلابي لنين نيز بيش از سيصد سال نتوانست حاكم شود، انقلاب فرانسه از محدوده­ي جغرافيايي اين كشور فراتر نرفت و دستخوش تغييرات فكري قرار گرفت، حكومت بريتانيا بعد از حكمراني بر تمام دنيا، به حكومتي محدود و كوچك تبديل شد. و بدين ترتيب انقلاب­هاي كوچك و بزرگ ديگري با ترويج انديشه­هاي خود بعد از مدت زماني منحل مي­شدند؛ ولي امام خميني با بهره­گيري از انديشه­ي اسلامي، احكام الهي را كه از سيره­ي رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) برگرفته بودند مطابق با نيازهاي موجود جامعه و با حقايق روشن بيان داشتند، كه اين تعليمات نه تنها در ايران مورد قبول عامه مردم قرار گرفت، بلكه هر انسان آزاديخواه در جهان، خواه مسلمان يا غيرمسلمان تحت تأثير آن قرار گرفت.

امام خميني(ره) مي­فرمايند: تا زماني كه اسلام را سرلوحه­ي خود قرار ندهيم مشكلات ما هم چنان باقي خواهند ماند؛ و نه مسأله­ي فلسطين حل خواهد شد و نه مسأله­ي افغانستان و نه ديگر مسائل مردم بايد اسلام اوليه را در خود احيا كنند. اگر حكومت ها همراه با آن­ها تغيير بافتند مسأله­اي نخواهد بود ولي اكر حكومت­ها عوض نشوند، مردم بايد كه حساب خود را جدا كنند، و با حكومت­ها همان رفتاري را انجام دهند، كه ملت ايران با حكومت خود انجام داد تا مسائل و مشكلات ميلمين برطرف شود.

بر همه روشن است كه هدف قدرت­هاي بزرگ از به وجود آوردن اسرائيل فقط غلبه بر فلسطين نست بلكه هدف اصلي آن ها، به وجود آوردن اين وضعيت(چون فلسطين) در تمام كشورهاي عربي مي­باشد.]24[

بر اثر رهنمودهاي علمي امام خميني در تمام دنيا چند مسأله آشكار شد و تمام مسلمانان و آزاديخواهان براي اجراي اين رهنمودها با جان و دل عمل كردند.

1) تبيين نظام اسلامي: بعد از صدر اسلام و در دوران غيبت امام زمان(عج) در نزد مسلمانان براي تشكيل حكومت اسلامي هيچ گونه دستورالعمل واضح و روشني وجود نداشت. ايشان نه تنها تحت اين عنوان نظريه­اي را ارائه دادند، بلكه آن را به طور عملي به اجرا در آوردند. اين نظريه، نظريه­ي نظام ولايت فقيه بود كه در آن يك فقيه عادل به عنوان ولي فقيه و نيز يك مقام عالي حكومت اسلامي بر اموري مانند چگونگي برگزاري انتخابات و تشكيل شوراي نگهبان و غير نظارت دارد.

2) روز قدس: اسرائيل بعد از انجام دو جنگ با كشورهاي عربي و اشغال بيت المقدس ـ قبله­ي اول مسلمين جهان ـ توانست با توسل به قدرت و ظلم و زورگويي بيت المقدس را از آن خود سازد، ولي به دنبال تعيين روز «جمعه ي آخر ماه مبارك رمضان» به عنوان روز قدس، روز اسلام و روز رسول خدا(صلي الله عليه و آله) از طرف امام خميني(ره)، امروز مسأله­ي آزادي قدس، بار ديگر در تمام دنيا مطرح شده، و هر فردي آشكارا اسرائيل را غاصب و ظالم مي­داند و خواهان آزادي«قدس شريف» مي­باشد.

3) شناخت دشمن: حضرت امام خميني راهكار تشخيص دوست از دشمن را به مسلمانان جهان آموخت و با نجات آن ها از تاريكي مطلق و نااميدي به آن­ها امد تازه­اي بخشيد. ايشان
مي­فرمايند:

اي مسلمانان و مستضعفان جهان! بپا خيزيد، اي انسان­هايي كه هويت خود را از دست داده­ايد، بپا خيزيد و مانند امواج خروشان از وقار و عزت ملي و اسلامي خود دفاع كنيد.

امام خميني(ره) با رهنمودهاي خود چهره­ي شيطان بزرگ دنيا را نمايان ساختند و در هر نقطه اي از جهان شعار مرگ بر آمريكا، «مرگ بر اسرائيل» و «اسلام زنده باد»، «آزادي قدس» و شعار «اسرائيل بايد نابود گردد» طنين افكن شد و مردم براي حفظ منافع سياسي و اقتصادي خود به پا خاستند كه در نتيجه­ي آن، در سراسر جهان جنبش­هاي احياي نظام اسلامي شكل گرفت و سلطه­ي استعمارگران را تضعيف نمود، در كشورهاي لبنان، مصر، عراق، سودان، افغانستان، چچن، بوسني، بحرين، اردن، كشمير، فلسطين و ديگر كشورهاي اسلامي، مسلمانان براي دستيابي به منافع خود، تلاش گسترده­اي را آغاز كردند. همين رهنمودهاي امام خميني(ره) باعث احياي انديشه­ي اسلامي شد، چرا كه وقتي عامه ي مردم شيوه­ي مستبدانه و ظالمانه­ي حكمرانان و رهبران خود را مشاهده مي كنند، احساس مسئوليت كرده تصميم مي­گيرند، كه يك هدف و مقصد را در پيش گرفته و در مقابل هر گونه انحراف و خود رأيي ايستاده و مسئوليت كامل را خود بر عهده گيرند. بر اين اساس، آن شخصيت­هاي آگاه و بيدار كه در پي ايجاد روح واقعي تفكر اسلامي مي­باشند بر اين حقيقت تأكيد مي ورزند، كه بايد با تمام قدرت با پيمان خائنانه­ي كمپ ديويد، توطئه­ي استعمار جهت تسلط بر افغانستان، توطئه­ي هندوستان و اسرائيل در كشمير، چپاولگري روسيه در چچن، اهداف استعمارگران در عراق، شيوه ي عوامل نظام سرمايه­داري در الجزاير، اهداف امريكا و اسرائيل در مصر و ديگر كشورهاي اسلامي مخالفت شديد خود را قولاً و عملاً آشكار سازند. اين مسأله پس از گسترش انديشه­ي امام خميني(ره) به وجود آمد.

4) حفاظت و پاسداري از رهنمودهاي گسترش يافته­ي امام خميني(ره) كه باعث بيداري مسلمانان عصر حاضر شد، بر هر فرد آگاه و بيدار دلي كه از اين تعليمات بهره مند شد، لازم است.]25[

 

مؤلفه هاي امام خميني در احياء تفكر اسلامي

بازسازی تفکر اسلامی از ناحیه حضرت امام خمینی(ره) در دو حوزه نظری و عملی و باتوجه به موانع فوق الذکر، صورت پذیرفت که اکنون به بعضی از مؤلفه­های این بازسازی اشاره می­شود.

1- مبارزه با سکولاریسم و تلقی جدایی دین از سیاست

سکولاریسم در لغت به معنای عرف گرایی و اعتقاد به اصالت امور دنیوی، جدا شدن دین از دنیا، غیر دین گرایی و... آمده است. و بعضی نیز آن را مخالفت با شرعیات، روح دنیاداری، طرفداری از اصول دنیوی و عرفی دانسته اند. و معنای مصطلح و مشهور آن جدا شدن دین از دنیا است. سکولاریسم ابعاد و وجوهی دارد که در هر کدام از آن­ها اسقاط دین از دنیا و ارتباط­زدایی بین آن دو، مشخصه مهم آن­هاست .

الف) سکولاریسم در باب فلسفه علم: یعنی بدون توجه به این که در جامعه ما چه نظامی حاکم است و اخلاق و اقتصاد و مسائل قضایی و... ما چگونه بوده و چه ساختاری دارد، هر دانشمندی در حوزه علمی که دارد می­تواند سکولاریستی بیاندیشد . بدین معنا که ما برای فهم و تبیین پدیده­های طبیعی و کیفیت رخ دادن آن­ها، به مطرح کردن یک اصل متافیزیکی و دینی و وحیانی محتاج نیستیم؛ چرا که این امور یک سری مباحث طبیعت شناسانه می باشند و بحث در آن­ها این است که علل و اسباب چنین اموری، مادی است.

ب) سکولاریسم در فلسفه اخلاق: در این بعد بر آنند که با اتکا به تحقیقات و پژوهش­های علمی و عقلی مبنای دین، اخلاق را مستقلا بوسیله عقل عملی و بدون استناد و اعتماد به وحی و داده­های دینی تعریف کنند.

ج) سکولاریسم در فلسفه سیاست: چنین دیدگاهی که از برجسته­ترین مکاتب سکولاریسم بشمار می آید در پی آن است که نظام سیاسی جامعه و سیاست و نهادهای اصلی سیاسی را از دخالت­های دین جدا کند و به طور کلی در همه حوزه­های اجتماعی به صورت کلان و فراگیر، دین و آموزه­های دینی و قوانین و احکام دین مطرح نباشد بلکه صرفا بر اساس دستاوردها و تجربیات علم و دانش، روابط افراد جامعه و اخلاق اجتماعی و سیاسی آن­ها را تنظیم کند.]26[

با توجه به تعریفی که از سکولاریسم شد، اسلام با هیچ یک از وجوه سه گانه مذکور سازگاری ندارد; چرا که مفهوم همه آن­ها بر کناری دین به طور کلی از صحنه­های علمی و مسائل مدیریتی و سیاسی جامعه است.

حضرت امام خمینی(ره) با دور اندیشی خاص خود با این تفکر به مبارزه برخاست و تشکیل حکومت اسلامی از طرف ایشان، طلیعه مبارزه با این تز بود. «شاید بتوان ادعا کرد که مهمترین حادثه ای که به دست با کفایت امام فقید(ره) تحقق پیدا کرد، شکستن جو حاکم بر جوامع اسلامی بالاخص روحانیت و حوزه­های علمیه، مبنی بر جدایی دین از سیاست بود. جوی که استعمارگران، مستکبران و عده ای منحرف و نادان، زمینه ساز تحقق آن بودند». آن مرجع والا مقام در این خصوص می­فرمایند:

«اولین و مهمترین حرکت [استعمار برای اخلال در کار روحانیت و حوزه­های علمیه ] القای شعار جدایی دین از سیاست است که متاسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازه­ای کارگر شده است، جایی که دخالت در سیاست، دون شان فقیه و ورود در معرکه سیاسیون، تهمت و وابستگی به اجانب را همراه دارد».]27[

ایشان از اول نهضت اسلامی تا پایان حیاتشان، با تکیه بر معارف اسلامی و سنت نبوی و ائمه (علیهم السلام) و تلاش­های فراوان، توانستند مجددا دین را در عرصه اجتماع و سیاست وارد کرده و پس از مدتی که خمودی، آن را فرا گرفته بود، احیا کنند.

امام خمینی(ره) جدایی دین از سیاست را دسیسه استعمارگران برای تسلط بر مسلمین می­داند آن جا که می­فرماید:

«جدایی دین از سیاست را... استعمارگران درست کرده­اند تا دین را از تصرف امور دنیا و تنظیم جامعه مسلمانان بر کنار سازند و ضمنا علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی جدا کنند. در این صورت می­توانند بر مردم مسلط شده و ثروت­های ما را غارت کنند».

و درباره سنت نبوی (صلی الله علیه و آله) در زمینه تشکیل حکومت اسلامی می­فرمایند:

«رسول الله (صلی الله علیه و آله) پایه سیاست را در دیانت گذاشته است؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله)، تشکیل حکومت داده است تشکیل مراکز سیاست داده است».]28[ 

2- سیاست اسلامی، مؤلفه اسلامی

تعریف و تبیین سیاست اسلامی یکی از روش­های امام راحل(ره) در مبارزه با تفکر جدایی دین از سیاست و نیز تشکیل حکومت اسلامی بود؛ زیرا قدرت­طلبانی که شعار جدایی دین از سیاست را سر می­دادند، برای دستیابی به اهداف خود، به یکی از شگردهای فریبنده تمسک می­جستند و آن تعریف نادرست از سیاست و ترویج این تلقی در بین مردم بود. آنان حقیقت سیاست را در مکر و حیله و فریب برای تسلط بر دیگران، معرفی می­کردند و در پی آن با ترفند «دامن مردان خدا از آن منزه است». به القای تفکر خویش می­پرداختند. راستی اگر سیاست این باشد پس سر سلسله سیاستمداران به این معنا معاویة بن ابی سفیان است که گاهی مردم غافل او را از حضرت علی (علیه السلام) باهوش­تر می­دانستند.

امام علی (علیه السلام) در این خصوص می­فرماید:

«و الله ما معاویة بادهی منی و لکنه یغدر و یفجر. و لولا کراهیة الغدر لکنت من ادهی الناس و لکن کل غدرة فجرة و کل فجرة کفرة و لکل غادر لواء یعرف به یوم القیامة». «سوگند به خدا، معاویه زیرک­تر از من نیست. و لیکن او بی­وفا، حیله و خیانت کرده و معصیت و نافرمانی می­نماید. و اگر مکر و بی­وفایی نکوهیده نبود، من زیرک­ترین مردم بودم، ولی هر مکر و بی­وفایی گناهی است و هر گناهی نافرمانی است و روز قیامت برای هر عهد و پیمان شکنی، پرچمی و نشانه­ای است که به آن شناخته می­شود».]29[

و حضرت امام خمینی(ره) به این مساله اشاره می­فرماید که:

«به علمای دینی می­گفتند: مقام و شخصیت شما بالاتر از این است که وارد سیاست شوید که امری دنیوی است».

یا می­گفتند: «قداست روحانیت باید محفوظ بماند».

و قداست هم این گونه پیش آن­ها معنا می­شد که:

«روحانی باید به مسجد و مدرسه برود تا قداستش محفوظ بماند. بگویند آدم خوب و مهذبی است. آدمی است که اگر نفتش را هم ببرند حرفی نمی­زند و می­گوید: مال دنیا چه ارزشی دارد».

بدیهی است، سیاستی که مورد تاکید اسلام و از مؤلفه­های دینی است، چیزی غیر از دروغگویی و خدعه و فریب و نیرنگی می­باشد که ویژگی قدرت­طلبان و سلطه اندوزان و استعمارگران است بلکه سیاستی اسلامی در پی هدایت مردم به سوی سعادت و متنبه کردن آن­ها از توطئه دشمنان می باشد. حضرت امام خمینی(ره) سیاست اسلامی را هدایت جامعه به سمت صلاح و سعادت، تعریف می­کنند. و این است همان چیزی که در نظام سیاسی اسلام به عنوان یک مؤلفه دینی و اسلامی مورد توجه است. و این تلقی از سیاست نه تنها از دین جدا نیست بلکه با آن عینیت دارد.]30[

3- ولایت فقیه

یکی دیگر از موارد احیای اندیشه دینی که حضرت امام قدس سره آن را از قالب تئوری بیرون آورد و به مرحله فعلیت رساند، ولایت فقیه است. ایشان با مطرح کردن مساله ولایت فقیه، مصداق حکومت اسلامی در زمان غیبت را مشخص کرد. امام خمینی(ره) پس از استدلال به ادله عقلی و نقلی بر ضرورت وجود حکومت اسلامی که در راس آن، ولایت فقها به عنوان قانون شناسان و دین شناسان است، محوریت حکومت اسلامی را به دست علما و دانشمندان دینی قرار داد و بدینوسیله توطئه اسلام منهای روحانیت را نقش بر آب کرد. چنان که فرمودند:

«اگر گفتند اسلام منهای روحانیت، بدانید با اسلام موافق نیستند. این را برای گول زدن
می­گویند . . . اسلامی که گوینده اسلامی ندارد، این اسلام نیست».]31[

4- تاسیس جمهوری اسلامی

پس از تبیین حکومت اسلامی و مبانی آن، مطرح شدن شکل آن از سوی امام راحل قدس سره خط بطلانی بود که بر افکار متاثر از فرهنگ بیگانه، کشیده شد؛ یعنی کسانی که تلاششان در حذف کلمه «اسلامی» از جمهوریت بود تا بدین وسیله انقلاب اسلامی را به سمت دول شرقی و غربی بکشانند، امام راحل با قاطعیت تمام در مقابل این تفکرات انحرافی بر جمهوری اسلامی تاکید و اصرار فرمود که شکل حکومت، جمهوری اسلامی است نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. و باز فرمود:

«شکل حکومت ما جمهوری اسلامی است. جمهوری به معنای این که متکی بر آرای اکثریت است. و اسلامی برای این که متکی به قانون اسلام است. و دیگر حکومت­ها این طور نیستند که تکیه بر قانون اسلام داشته باشند».

و در جای دیگر فرمودند: «حکومت اسلامی، حکومتی است بر پایه قوانین اسلامی. در حکومت اسلامی استقلال کامل حفظ می­شود ما خواستار جمهوری اسلامی می­باشیم. جمهوری، فرم و شکل حکومت را تشکیل می­دهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم که قوانین الهی است».]32[

5- نقش زمان و مکان در اجتهاد

از آن جا که فقه، در واقع تئوری کامل اداره شؤونات انسان است، پس بایستی بتواند در حوادث و رویدادهای جدید جهانی، صاحب رای و واکنش متناسب با آن­ها باشد. امام خمینی(ره)  با توجه به این نکته و با اعتقاد به اجتهادی که بتواند در تمام شؤونات فردی و اجتماعی انسان و در عرصه­های مختلف، متناسب با مقتضیات زمان و مکان، بپردازد، به احیای این دو عنصر در اجتهاد پرداخت و همین امر در شکوفایی نهضت روشنگری او نقش به سزایی داشت.

ایشان در خصوص توجه به این مساله می­فرمایند:

«یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای پر آشوب کنونی نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیری است».

و نیز در پیامی به اعضای تشخیص مصلحت فرمودند:

«شما در عین این که باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرع صورت نگیرد - و خدا آن روز را نیاورد - باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده، اسلام در پیچ و خم­های اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی، متهم به عدم اداره جهان نگردد».

و باز فرمودند:

«این جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم، ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مساله­ای که در قدیم دارای حکمی بوده است، به ظاهر، همان مساله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می­طلبد. مجتهد باید با [بر] مسائل زمان خود احاطه داشته باشد».]33[

البته بدیهی است که منظور از پویا بودن، تجدید نظرطلبی در اصول و مبانی فقه نیست چنان که بعضی چنین برداشتی را از زنده و جاری بودن فقه در همه اعصار، القا می­کنند غافل از این که تجدید نظرطلبی را به ساحت ثابتات فقه، راهی نیست. و رهبر معظم انقلاب نیز در سخنان خویش به این نکته تصریح کردند.

6- احیای حج ابراهیمی و برائت از مشرکان

این مساله نیز از اندیشه­هایی بود که با زمان و مکان پیش نرفته بود و امام(ره) آن را احیا کرد.

در پایان، شایان ذکر است اندیشه­هایی که در قالب تئوری مانده و به مرحله فعلیت نرسیده بود، از قبیل امر به معروف و نهی از منکر، جهاد در راه خدا، فرهنگ شهادت، نماز جمعه و وحدت مسلمین در برابر ظلم و ستم جهانی، نیز از نگاه ریزبین ایشان دور نماند و مشمول نهضت احیای تفکر دینی او گردید.

در خصوص احیای وحدت اسلامی و فراخوان اتحاد اسلامی، نویسنده­ای از استرالیا چنین
می­نویسد:

«وحدت اسلامی آرزوی تمام احیاگران مسلمان مخلص است... می­توان ادعا کرد که در دوره­های اخیر، هیچ یک از احیاگران مسلمان به اندازه امام خمینی رحمه الله به ایجاد وحدت اسلامی، اشتیاق و اعتقاد نداشته است. روش­هایی که امام به منظور دست­یابی به وحدت اتخاذ کرد عبارت است از: آگاهی دادن به مسلمانان درباره این که اختلافات آن­ها سطحی و جزیی است. ایراد سخنرانی درباره اهمیت رسیدن به وحدت و در واقع باز یافتن شرافت از دست رفته و شکست دادن استعمارگران و کسب استقلال واقعی... ایجاد جوی برادرانه به منظور بحث و تبادل نظر میان علمای شیعی و سنی... آشنا ساختن مسلمانان به معنای حقیقی و اولیه اشکال مختلف عبادت­های اسلامی بویژه نماز جمعه و حج و... »

دفاع از محرومان و مستضعفان نیز یکی از ویژگی­های نهضت احیاگری امام خمینی رحمه الله است که ایشان به پیروی از مکتب انبیا به مبارزه با استضعاف پرداخت و بارها و بارها، به مسؤولان در خصوص اهمیت و توجه به این امر، هشدار می­دادند. ایشان در پاره ای از سخنانشان می­فرمایند:

«ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم».]34[

بررسی ابعاد وسیع نهضت احیای تفکر دینی امام خمینی رحمه الله در حوزه­های مختلف نظری و عملی، مجال دیگری را می­طلبد. امید است با توجه به مسؤولیت خطیر حفظ دین و صیانت از آموزه­های دینی بتوانیم در سایه کتاب و سنت و رهنمودهای عالمان دین، خصوصا احیاگر بزرگ معاصر، حضرت امام، روح الله الخمینی، پاسدار و نگهبان شایسته­ای برای دین و نظام اسلامی باشیم.

 

 

 

 

 

 

نتيجه گيري

با توجه به مباحث ارائه شده مي­توان گفت كه امام خميني(ره) به عنوان احياگر اسلام ناب محمدي در عصر حاضر، در پرتو قيام الهي­اش، دين را در ابعاد مختلف «احياء» و انديشه­ي متفكران اسلامي را در زمينه­هاي گوناگون، اصلاح كرد. احياء انديشه و تمدن اسلامي به عنوان بزرگ­ترين دستاورد انقلاب اسلامي دانست. بازيابي هويت انسان­ها در ايران و جهان به ويژه جهان اسلام با تمسك به دين نقش بزرگي در بازشناسي تمدن بزرگ اسلام و ايران براي جهانيان داشت و آن چه كه نقش اصلي را در شكل بخشيدن و ايجاد انسجام در ميان نيروهاي انقلابي در ايران فراهم ساخت همانا اصولي بود كه امام خميني بر پايه­ي آن انقلاب اسلامي را هدايت و رهبري نمود.

شناخت انديشه­ي ناب او و نشر و گسترش آن در ميان ملل عالم و انتقال آن به نسل­هاي آينده، بخشي از رسالت سنگيني است كه پرورش يافتگان مكتب او بر عهده دارند. حفظ و حراست از انديشه­هاي او از گزند «تحريف فرصت طلبان» و تأويل كج انديشان، شرط لازم در اين عرصه است، چنان چه شناخت منسجم ديدگاه­هاي آن بزرگوار، راه را بر كساني كه به مصداق « نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ»، در پندار بهره­برداري گزينشي و منصف طلبانه از ديدگاه­هاي او هستند، مسدود خواهد كرد.

 

پي نوشت ها:

  1. ميرمحمد حسين هدي ،مقاله امام خميني واحياي تفكر ديني از نگاه خاورشناسان ، تهران ،1389
  2. حسن رضايي مهر ، مقاله امام خميني واحياي تفكرديني ،مركزمطالعات وپ‍ژوهشهايفرهنگي حوزه علميه ، 1386
  3. سليمان طلايي حسنلوئي ،امام خميني وجريان هاي حوزه علميه قم ،قم ،مركز نشر هاجر ،1386،ص 226
  4. سيدحسن حسيني بلخي ،امام خميني واحياي انديشه فراگير دين ،مجموعه بازسازي تفكردر انديشه امام خميني ،نشرعروج ،ص93.
  5. همان ،ص95.
  6. امام خميني ، صحيفه امام خميني ،تهران ،موسسه نشرآثارامام خميني ،1378،ص189.
  7.         ،كشف الاسرار، بي تا ،بي جا،ص273.
  8. ميثم طاهري بنچه ناري ،فرهنگ وتمدن غرب ازديدگاه امام خميني ،تهران ،مركز اسناد انقلاب اسلامي ،1388 ،ص0122
  9. همان ،ص123.

10. امام خميني ،صحيفه امام ،ج1،ص375.

11. همان ،ج18،ص217.

12. همان ،ج4،ص450.

13. همان ،ج 9،ص408.

14. همان ،ج5،ص263و418.

15. همان ،ج1،ص375.

16. امام خميني ،صحيفه نور ،انتشارات وزارت ارشاداسلامي ،1361،ج5،ص215.

17. همان ،ج7،ص85.

18. همان ،ج9،ص226.

19. امام خميني ،صحيفه نور،ج18،ص120.

20. همان ،ج21،ص 91.

21. امام خميني ،ولايت فقيه ،موسسه تنظيم ونشرآثارامام خميني ،نشرعروج ،1377،ص135.

22. محمدرضا ضميري ،مقاله تمدن اسلامي از ديدگاه امام خميني ،1387.

23. جوادورعي ،امام خميني  واحياي تفكرديني ،ص6.

24. سيدشمس الحسن رضوي ،عملكردامام خميني در احياي تفكراسلامي ،مجموعه مقالات بازسازي تفكراسلامي در انديشه امام حميني ،تهران ،موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني ،1380،ص177.

25. همان

26. علي رباني ،دين وسكولاريسيم ،كانون گفتمان ديني مركزمطالعات وپ‍ژوهشهاي حوزه علميه ،ص 9-10.

27. امام خميني صحيفه نور ،ج 21،ص91.

28. امام خميني ، ولايت فقيه ،ص19.

29. نهج البلاغه،سيدرضي ،ترجمه دشتي ،خطبه 191،ص648.

30. صحيفه نور،ص217-182-135.

31. همان ،ج6،260.

32. همان ،ص157.

 

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید


مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید