امام خميني(ره) و احياي انديشه و تمدن اسلامي - بخش دوم
منو

شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

A+ A A-

امام خميني(ره) و احياي انديشه و تمدن اسلامي - بخش دوم

  • نوشته شده توسط مدير سايت
  • دسته: مقالات
  • بازدید: 1348

http://golgofteh.persiangig.com/blogphoto/Emam.jpg

تمدن اسلامي از ديدگاه امام خميني(ره)

مجموع بيانات امام خميني(ره) درباره­ي تمدن اسلامي را مي­توان به صورت زير بيان كرد:

الف. برتري تمدن اسلامي

امام خميني قدس‏سره تمدن اسلامي را بر تمدن‏هاي ديگر برتر مي‏دانند و حكومت و معنويت آن­ها را ممتاز مي‏دانند:

مسلمين آن­ها بودند كه مجد آن­ها دنيا را گرفته بود. تمدن آن­ها فوق تمدن‏ها بود. معنويات
آن­ها بالاترين معنويت‏ها بود. رجال آن­ها برجسته‏ترين رجال بود. توسعه مملكتشان از همه ممالك بيشتر بود. سيطره حكومتشان بر دنيا غالب شده بود.]10[

در صورتي كه اروپاييان و دانشمندان اروپا هم قايل به اين مطلبند كه تمدن اسلام مقدّم بر ساير تمدن‏هاست.]11[

از نظر امام خميني قدس‏سره اسلام موفق شد با ايدئولوژي خاص خود تمدن نويني را در جهان بنيان‏گذاري كند به گونه‏اي كه در مدت كوتاهي بر ساير تمدن‏ها پيشي گرفت. از اين‏رو، معلوم مي‏شود كه نوع نگرش خاص به انسان و دين‏مداري تا چه ميزان مي‏تواند در پي‏ريزي تمدن مفيد و مؤثر باشد.

ب. تصرفات اسلامي در جهت اشاعه تمدن

امام خميني قدس‏سره تصرفات و كشورگشايي‏هايي را كه در قرون گذشته اتفاق افتاده، گامي در جهت اشاعه و ترويج تمدن صحيح مي‏دانند و آن را با كشورگشايي افرادي همچون ناپلئونو ديگران از حيث جوهري متفاوت مي‏دانند:

عربي كه در آن وقت، در زماني كه وارد شد قرآن كريم، يك مردم متفرّق و يك مردمي بودند كه با خودشان هي ور مي‏رفتند، در بين خودشان يك جنگ و جدالي بود و هيچ فكر امور سياسي نبودند و همان بين خودشان، مثل يك طوايف وحشي بودند، در قبل از يك نيم قرن، در حدود سي سال، اين امپراتوري را همين عده عرب كمي ابتداءً دور رسول اكرم (صلي‏الله‏عليه‏و‏آله) بودند و اينها را ساخت. پيامبر اكرم (صلي‏الله‏عليه‏و‏آله) در يك مدت كمي، دو تا امپراتوري، كه آن وقت تقريبا تمام زير بيرق اين امپراتوري بود ـ يكي امپراتوري ايران بود و يكي هم روم بود ـ هر دو را فتح كردند و... همه جا را تسخير كردند و تسخيرها تسخيري نبود كه مثل ناپلئون باشد كه بخواهد يك مملكتي را بگيرد، تسخيرهاي اسلامي براي اين بود كه مردم را بسازد، مردم را موحّد كند... مسائل اين بوده كه مي‏خواستند مردم را رو به راه كنند؛ يعني وحشي‏ها را متمدن كنند.]12[

صدر اسلام با يك همچو روحيه‏اي كه شهادت را مي‏خواستند، آن‏طور پيشرفت كردند. در نيم قرن، تقريبا معموره دنيا را، دنياي متمدن آن وقت را فتح كردند، و الاّ عددشان يك عده بودند حجازي و نه فنون جنگي به آن معناي مدرنش را كه روم و ايران مي‏دانستند، مي‏دانستند.]13[

امام خميني قدس‏سره عنصر شهادت‏طلبي و ايمان و اسلام را در برتري تمدن اسلام بر تمدن با سابقه و پيشرفته روم و ايران مؤثر مي‏دانند و معتقدند: در جريان پي‏ريزي تمدن اسلامي، مسلمانان با اخلاق حسنه و معاشرت نيكو توانستند اعتماد ملت‏ها را به خود جلب نمايند و هدفشان نيز سودانگاري و منفعت‏طلبي نبوده ـ آن‏گونه استعمارگران در پي آن بودند ـ بلكه مسلمانان به دنبال سازندگي اخلاقي و اشاعه توحيد و يكتاپرستي بودند.

ج. مخالفت نداشتن اسلام با تمدن جديد

از ديدگاه امام خميني قدس‏سره، اسلام با تمدن جديد و مظاهر آن مخالفتي ندارد و روحانيان نيز با مظاهر تمدن اسلامي مخالفتي نداشتند؛ اما اسلام با فساد و توحّش و برداشت نادرست از تمدن مخالف است:

اسلام پيشرفته‏ترين حكومت را دارد و به هيچ وجه، حكومت اسلام با تمدن مخالفتي نداشته و ندارد و اسلام، خود از پايه‏گذاران تمدن بزرگ در جهان بوده است. هر كشوري كه به قوانين اسلام عمل نمايد بدون شك، از پيشرفته‏ترين كشورها خواهد شد.

حضرت امام از آن دسته متفكران و نظريه‏پردازاني بودند كه توانسته بودند در ميان نزاع سنّت و تجدّد، راه ميانه و متعادلي را در پيش گيرند كه در عين قبول مظاهر تجدّد و پيشرفت مادي، عنصر معنويت و اخلاق در آن ذبح نشود. در واقع، دين و اخلاق به عنوان چراغ پرفروغي، پيشرفت‏هاي مادي را به سوي تعالي و رشد واقعي بشر رهنمون گردد.

در اسلام، تمام آثار تجدّد و تمدن مجاز است، مگر آن­هايي كه فساد اخلاق بياورد، فساد عفّت بياورد. اسلام آن چيزهايي را كه مخالف با مصالح ملت بوده است، آن­ها را نفي كرده؛ آن­هايي كه موافق با مصالح ملت است، آن­ها را اثبات كرده است.

معمار انقلاب اسلامي چالش‏ها و موانع تحقق تمدن را فساد اخلاق، فساد عفت و مخالفت با مصالح منافع ملت عنوان كرده است. بنابراين، تمدن جديد مي‏بايست بتواند به رشد اخلاق و عفت و مصالح عمومي بينجامد تا با تمدن سكولار و غربي تفاوت جوهري پيدا كند.

دولت اسلامي قهقراگرا نيست و با همه مظاهر تمدن موافق است، مگر آن چه كه به آسايش ملت لطمه وارد آورد و با عفّت عمومي ملت منافات داشته باشد.]14[

بر اين اساس، از منظر حضرت امام قدس‏سره نه تنها اسلام با تمدن مخالفتي ندارد، بلكه حكومت و نهاد سياسي نيز تمام توان خود را در جهت تحقق تمدن تلاش خواهد كرد.

د. توجيه برخي مخالفت‏ها

امام خميني قدس‏سره علت برخي مخالفت‏هاي رهبران مذهبي با مظاهر تمدن را ترس از نفوذ اجانب در جوامع اسلامي و جلوگيري از ترويج فرهنگ ابتذال مي‏دانند:

مخالفت روحانيون با بعضي از مظاهر تمدن در گذشته، صرفا به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است. احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبي، خصوصا فرهنگ مبتذل غرب، موجب شده بود كه‏ آنان با اختراعات و پديده‏ها برخورد احتياط‏آميز كنند.

ه . تفرقه؛ عامل انحطاط تمدن اسلامي

امام خميني قدس‏سره تفرقه ميان امّت‏هاي اسلامي را عامل انحطاط و سقوط تمدن اسلامي قلمداد كرده، معتقدند: استعمارگران دو نوع تفرقه در ميان جوامع اسلامي پديد آوردند: يكي تفرقه مذهبي ميان شيعه و سنّي، و ديگري تفرقه ملّي ميان قبايل و طوايف كرد و لر و عرب و فارس و ترك و بلوچ:

ديدند كه با اين سيطره، با اين وحدت دول اسلامي نمي‏شود تحميل كرد چيزهايي را كه مي‏خواهند، نمي‏شود ذخاير اينها، طلاي سياه اينها را، طلاي زرد اينها را نمي‏شود قبضه كرد. درصدد چاره برآمدند. چاره اين بود كه‏بين‏ ممالك ‏اسلامي‏ تفرقه‏ بيندازند.]15[

رمز اين كه امام پيوسته بر وحدت شيعه و سنّي تأكيد مي‏كردند و وحدت ميان اقشار گوناگون، اعم از حوزوي و دانشگاهي، عرب و فارس، كرد، لر، بلوچ، ملّت و دولت را در سخنراني‏هاي متعدد عنوان مي‏كردند، همين بود كه مبادا دشمنان اسلام و ديگر ملت‏ها از اختلاف‏ها به نفع خود بهره‏برداري كنند.

 

تشخيص موانع و انحرافات عارض بر جامعه­ي ديني

چنان که از سلوک و عملکرد امام خمینی (ره) مشهود است، شیوه ایشان در احیای اندیشه اسلامی، شیوه حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله) بوده است؛ یعنی انعکاس همان شیوه رفتاری پیامبر (صلی الله علیه و آله) در صدر اسلام و نیز ادامه طریق و روش اهل بیت (علیهم السلام).

مهمترین ویژگی نهضت احیاگری امام خمینی(ره) در تشخیص موانع و تحریفات و انحرافات عارض بر دین و جامعه دینی و سپس ارائه راهکارهای جدی و اهتمام در اجرای آن­ها بود؛ چرا که احیای حقایق دینی بر شناخت دقیق موانع و آسیب­های موجود در راه احیای فرهنگ دینی متوقف است که چنین امری با توجه به جامعیت حضرت ایشان، به شکل بایسته و شایسته­ای به وقوع پیوست. اکنون به بعضی از این موانع اشاره می­شود:

1- عدم احساس استقلال ملت­ها و خود باختگی آن­ها در برابر بیگانگان

از سویی سلطه فراگیر فرهنگ غرب و شرق بر جوامع اسلامی و باوراندن این مطلب که چنین جوامعی بدون اتکای بر فرهنگ غربی و شرقی نمی­توانند به حیات خود ادامه دهند و از طرفی، تاثیرپذیری برخی از روشنفکران داخلی از فرهنگ­های بیگانه، این باور را در آن­ها بوجود آورد که با عدم اتکا بر قدرت­های اجنبی، نمی­توانند زنده باشند و یا حق حیات برای آن­ها ثابت نیست. و چنین تفکری باعث جایگزینی فرهنگ بیگانه به جای فرهنگ دینی و نقطه انحراف از اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) گردید. امام خمینی(ره) در این زمینه می­فرمایند:

«یکی از مصیبت­های مهمی که برای ملت بار آوردند این که ملت را نسبت به خودشان هم بدبین کردند. به این معنا که ما اگر یک مریض پیدا کنیم در تهران،... می­گویند که این جا نمی­شود، بروید به انگلستان، بروید به پاریس، این مطلبی است که از دست آن­ها برای ما پیدا شده است؛ یعنی ما خودمان را باختیم در مقابل آن­ها».]16[

و بر این مساله گوشزد می­کنند که:

«آن خودباختگی­هایی را که دولت سابق و دولت­های سابق داشتند و چشم گو بودند... آن­ها دیگر نباید باشد».]17[

و در پیام خود به زائران بیت الله الحرام فرمودند:

«. . . به خود آیید و شخصیت اسلامی خود را بیابید؛ زیر بار ظلم نروید و هشیارانه نقشه­های شوم جهانخواران بین المللی را که در راس آن­ها آمریکا است، افشا کنید».]18[

2- ایجاد اختلاف در جوامع مسلمین توسط قدرت­های بیگانه

قدرت عظیم مسلمانان که حاصل گسترش فراگیر اسلام در جهان خصوصا مغرب زمین بود و نیز ناسازگاری این پدیده مبارک با مذاق قدرت­های بیگانه و استعمارگر، آنان را بر آن داشت تا در راستای تضعیف و انحلال این قدرت بزرگ و نیز به منظور جلوگیری از توسعه روزافزون اسلام، به ایجاد اختلاف در جوامع مسلمین بپردازند و با ترویج فرقه­گرایی و ایجاد درگیریهای مقطعی و قومی قبیله­ای، مسلمانان را به خود مشغول کرده تا در سایه این ترفند استعماری، هم قدرت عظیم و یکپارچه آنان را از بین ببرند و هم به مقاصد شوم خود و غصب سرزمین­ها و منابع مسلمین برسند؛ چرا که تنها راه انحلال قدرت و عزت جوامع مسلمان را بر هم ریختن وفاق و وحدت کلمه آن­ها می­دانستند. حضرت امام خمینی رحمه الله با تشخیص این توطئه در جای جای پیام­ها و سخنرانی­های خود، نسبت به این امر هشدار داده است . به یک نمونه دقت کنید:

«آمریکا و شوروی برای تضعیف اسلام و دولت­های اسلامی، مشغول فعالیت از قبیل تفرقه افکنی و ایجاد تشنجات داخلی به دست عمال مزدور یا فریب خورده و برافروختن جنگ بین کشورهای اسلامی و مستضعف جهان هستند».]19[

3- تحجرگرایی و مقدس مآبی و عدم درک مقتضیات زمان و مکان

یکی از معضلات عمده در باب احیای دین و اندیشه اسلامی، وجود تحجرگرایان و مقدس نماهای وابسته است. امام خمینی(ره) در گوشزد کردن خطر این افراد برای دین و نظام این چنین می­فرمایند:

«امروز عده ای با ژست مقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می­زنند که گویی وظیفه­ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه­های علمیه کم نیست. طلاب عزیز، لحظه­ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکایی­اند و دشمن رسول الله».]20[

4- برداشت­های انحرافی از بعضی روایات

یکی دیگر از موانع احیای تفکر دینی، وجود برخی روایات و یا استنباط­ها و برداشت­های نادرست از روایاتی است که در منابع اسلامی آمده است؛ از جمله، روایاتی که پرچمداران قیام­ها را، طاغوت معرفی کرده و یا قیام­های قبل از ظهور حجت را شکست خورده تلقی می­کند، در حالی که تمسک به چنین اخباری از جهاتی ممنوع است؛ چرا که برخی از آن­ها جعلی و برخی هم به موضوع و حادثه شخصی مربوط است. بعضی از روی تقیه صادر شده و قسمتی هم از برداشت­های غلط ناشی بوده است. علاوه بر این، تمسک به چنین روایاتی با ادله قطعی عقلی و نقلی سازگاری ندارد؛ چرا که آیات و روایات زیادی مثلا درباره امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه و جهاد با دشمن و عدم پذیرش ظلم و... وارد شده است، که با مفاد آن روایات در تعارض است .

در هر حال این هم یکی از چالش­های موجود بوده است که حضرت امام خمینی(ره) بارها در مقابل آن موضع­گیری کرده­اند. ایشان در این خصوص می­فرمایند:

«ممکن است فراوان، روایت را نشان بدهند که [بوسیله] عمال ظلمه و آخوندهای درباری در تعریف و تمجید سلاطین جعل شده است. به طوری که ملاحظه می­کنید با دو روایت ضعیف چه بساطی راه انداخته­اند و آن را در مقابل قرآن قرار داده­اند. قرآنی که جدیت دارد [که] بر ضد سلاطین قیام کنید و موسی را به قیام علیه سلاطین وا می دارد».]21[

5- استظهار ناقص از حکومت حقه اسلامی

برخی عقیده دارند تشکیل حکومت اسلامی تنها وظیفه امام معصوم (علیه السلام) است و هر حکومتی جز حکومت معصوم (علیه السلام) ناحق است. یکی از طرفداران این نظریه می­گوید:

«شما آن مصداق حاکم اسلامی را نشان بدهید، آنی که معصوم از گناه باشد. آنی که از هوا و هوس و حب ریاست و... به هیچ وجه در او اثر نکند، نشان بدهید، او بیاید میدان، جلو بیفتد، ملت می­افتد به پایش». حضرت امام راحل رحمه الله در پاسخ به این نوع تفکر می­فرمایند:

«اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آن­ها، بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است... هر که اظهار کند که تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد، منکر ضرورت اجرای احکام شده و جامعیت احکام و جاودانگی دین مبین اسلام را انکار کرده است».]22[

6- جدایی دین از سیاست

یکی دیگر از عوامل انحراف و سقوط مسلمین از قدرت، تلقی جدا بودن دین از سیاست و نیز ترویج آن است. لازم به ذکر است که ریشه چنین تفکری به پایان قرون وسطی در اروپا بر می­گردد و پیدایش این تفکر در اروپا به منظور تقلیل و یا از بین بردن قدرت کلیسا و نیز فلسفه «اسکولاستیک » حاکم بر آن بود. بدیهی است وارد کردن چنین تفکری در فرهنگ اسلامی سزاوار نبوده و امری نابخردانه است. قیاس اسلام با مسیحیت موجود از جهاتی مع الفارق است: الف) رویکرد کلیسای سنتی در تبیین جهان و شکوفایی علم، متحجرانه بود در حالی که چنین رویکردی مطرود اسلام است و با شکوفایی علم، مخالف نبوده است بلکه در تعالی آن کوشیده و در موقعیت­های متعدد مشوق عالمان بوده است. ب) سیره و سنت عملی کلیسا، پرداختن به حوزه اخلاق و غفلت از حوزه­های دیگر بود. تفکیک کار حکومت از کار خدا و دین و به عبارتی جدا انگاری نهاد دین از نهاد سیاست به صراحت در گفتار کشیشان مطرح بوده است.

در حالی که اسلام چنین رویکردی را نپذیرفته و برای تمام شؤونات فردی و اجتماعی دنیوی و اخروی انسان برنامه ارائه کرده است.]23[

متاسفانه جوامع مسلمین از خطر این نوع تفکر در امان نماند و بعضی از عمال حکومت­های مسلمین و نیز بعضی از روشنفکران وابسته، به ترویج و اشاعه این تفکر نامیمون در جوامع اسلامی پرداختند و اثرات نامطلوب آن هم بر این جوامع و جامعه اسلامی ایران، هویدا گردید و این خود، موجب وارد آمدن ضربه سنگینی بر پیکره قدرت سیاسی اسلام گردید. و این بود که امام خمینی(ره) به مبارزه با این تفکر برآمد و بارها و بارها بر عدم جدایی دین از سیاست و نیز منحرف بودن کسانی که به این قضیه دامن می­زنند، تصریح می­فرمودند که در بخش مؤلفه­هاي امام خميني در احياي تفكر اسلامي به آن می­پردازیم.

7- تجدد خواهی روشنفکران متاثر از فرهنگ غرب و شرق

تاثیرپذیری شتابزده از فرهنگ بیگانه و باور این نکته که سعادت و رشد ما در گرو پذیرش
بی­چون وچرای فرهنگ و عملکرد بیگانه است، اثر هجوم افکار بیگانگان غربی و شرقی در کشورهای اسلامی بود. این عامل نیز یکی از مشکلات مهم در استقرار فرهنگ و حکومت دینی و استقلال عزت اسلامی به شمار می­رفت. آن چه گذشت اشاره­ای به بعضی از موانع و مشکلات موجود در راه احیای تفکر دینی بود؛ اکنون به پاره ای از ویژگی­ها و مشخصه­های نهضت احیاگری امام خمینی(ره)
می­پردازیم.

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید


مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید