آموزه هاي اخلاقي امام هادي(ع)
منو

یکشنبه, 30 مهر 1396 - Sun 10 22 2017

A+ A A-

آموزه هاي اخلاقي امام هادي(ع)

 

 آموزه هاي اخلاقي امام هادي(ع):

محصول سرسپردگي و بندگي خدا، عين عزتمندي و بزرگواري است به همين دليل مردم در برابر انسان بزرگوار و باعزت سرتعظيم فرود مي آورند.

امام هادي(ع) در جايي بنام صريا در نزديكي شهر مدينه در نيمه ماه ذيحجه سال 212 هجري قمري به دنيا آمد و در ماه رجب سال 254 هجري قمري در سامرا از دنيا برفت. مدت امامت آن حضرت 33 سال و مادر آن امام عزيز سمانه نام داشت.
(ارشاد ج2 ص417)
آنچه در پي مي آيد گزيده اي از درياي معارف بلند امام هادي(ع) پيرامون مسائل اخلاقي و اجتماعي است .
آموزه اول: ثمره ترس از خدا
امام هادي(ع): من اتق الله يتقي- هر كس از خدا پروا كند، همگان از او پروا خواهند كرد. (تحف العقول ص510)
پرواي از خدا و ترس از او (تقوا) در حقيقت وجود آدمي، سپري فولادين مي سازد كه در عين نفوذناپذيري، بي نهايت تاثيرگذار در ساير اشياء عالم از جمله انسانها است.
امام صادق(ع) فرموده اند: از نشانه هاي مومن اين است كه از هيچ چيز نمي ترسد بلكه همه اشياء حتي حشرات، خزندگان، درندگان زمين و پرندگان آسمان از او بيمناك و خائف بوده و در برابرش تسليمند. زيرا كه وي در پرتو دين خدا قدرتمند و عزيز شده است.
(ميزان الحكمه ج 1ص115) از امام علي(ع) نقل شده كه از خدا بترس تا ديگران نيز از تو واهمه داشته باشند. (غرر ج1ص340)
امام خميني(ره) مي فرمودند: والله قسم من جز از خدا از هيچ كس نترسيدم. در داستان ديدار شواردز نادزه وزيرخارجه ابرقدرت آن روز (شوروي سابق) در ملاقاتش با امام(ره) در جماران نقل مي كنند كه از خوف امام دستهايش مي لرزيد و با زحمت فراوان سعي مي كرد اضطراب و ترس خود را از ديگران مخفي كند.


آموزه دوم: ثمره اطاعت از خدا


امام علي النقي(ع): من اطاع الله يطاع- هر كس كه مطيع خدا باشد، همگان از او پيروي خواهند كرد. (تحف العقول ص 510) به دنبال همين سخن ارزشمند، حضرت تاكيد مي فرمايند: هر انساني كه خدا را اطاعت كند، از خشم و ناخشنودي مردم باكي ندارد. (همان)
همانطور كه در آموزه اول بيان شد، در اينجا نيز ميان اطلاعات بنده از خداي مهربان و تبعيت مردم از آن بنده، نسبتي قوي و رابطه اي عميق برقرار است. زيرا محصول سرسپردگي و بندگي خدا، عين عزتمندي و بزرگواري است به همين دليل مردم در برابر انسان بزرگوار و باعزت سرتعظيم فرود مي آورند. امام اول(ع) فرمودند: فردي كه از خدايش بيشتر فرمانبرداري كند، كرامت و عزتش نيز بسيار خواهد شد و نيز چنين شخصي كارش بالا گرفته و بزرگ مي شود. (غرر ج2 ص 13-14)
در حديث معروف از امام صادق(ع) آمده است: العبوديه جوهره كنهها الربوبيه ، بندگي خدا و پيمودن صراط قرب به حق، گوهري است كه نهايت آن خداوندگاري يعني قدرت و توانايي است. (ولاء ما و ولايتها ص47)
آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند؟
فرزند و عيال و خانمان را چه كند؟
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانه تو هر دو جهان را چه كند؟(همان)


آموزه سوم: ثمره نعمت ها


امام هادي(ع): براي نعمت ها همسايه خوبي باشيد و با سپاسگزاري و قدرداني از آنها بر نعمت هاي خويش بيفزاييد. و بدانيد كه نفس آدمي آنچه را به او داده مي شود به راحتي مي پذيرد و در برابر آنچه از آن بازداشته مي شود به شدت مقاومت مي كند. (ميزان الحكمه ج2 ص5001)
چند نكته درباره تعريف شكر نعمت
1- نعمت دهنده را خوب شناسايي كنيم و بدانيم كه همه آنها منحصراً از سوي خداي مهربان است.و مابكم من نعمه فمن الله (نحل/ 35)
2- شناخت نعمت ها و اينكه شماره آنها از حد و حساب خارج است: و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها (نحل/81)
3- از بابت برخورداري از نعمت ها در دل احساس شادماني و رضايتمندي نماييم.
4- نعمت ها را خوب پاس داشته و از آنها مراقبت كنيم و در مصرف آنها اسراف و تبذير نكرده بلكه آنها را درست، بجا، به موقع، به اندازه بكار بگيريم و به عبارت ديگر نعمت ها را بايد در راهي هزينه كرد كه خدا راضي است.
5- در زبان و عمل سپاسگزار باشيم تا از دستمان نرود: لان شكرتم لازيدنكم و لان كفرتم ان عذابي لشديد- (ابراهيم/7)
به قول سعدي سگ حق شناس به از آدمي ناسپاس است.
سگي را لقمه اي هرگز فراموش
نگردد گر زني صد نوبتش سنگ
وگر عمري نوازي سفله اي را
به كمتر چيزي آيد با تو در جنگ
(گلستان سعدي ص 271)
روشهاي شكرگزاري الهي عبارتند از:
1- در امور دنيايي به پست تر و پايين تر از خود و در امور معنوي و دين به بالاتر از خود نگاه كن.
2- به مردگان توجه كن كه نهايت آرزويشان اين است كه دوباره به دنيا برگردند و عمل خيري انجام دهند، پس فرض را بر اين بگذار كه خود، همين الان از قبر نجات يافته اي و حالا دست به كار خير شو و از معصيت دوري نما.
3- فرض كن كه به بلايي بزرگ دچار شده بودي كه اصلا اميد نجات برايت نبود، حالا از آن بلا خلاصي پيدا كرده اي و سعي كن اين فرصت را غنيمت بشماري.
4- اگر دچار سختي و مصيبت شده اي، خدا را شكر كن كه به بدتر از آن گرفتار نشده اي.
5- از آن جهت كه در دين و اخلاقت آفت و آسيبي نديده اي خدا را بسيار شاكر باش.
6- در نعمت هاي ظاهري و باطني خدا، بسيار فكر و تأمل كن كه از حد و اندازه خارج است. (مجموعه آثار شيخ عباس قمي ج1 ص954)
شكر منعم واجد آيد در خرد
ورنه بگشايد در خشم ابد
(مثنوي دفترسوم- 1762)
شكر قدرت قدرتت افزون كند
جبر نعمت از كفت بيرون كند
(دفتر اول 839)
شكر نعمت خوش تر از نعمت بود
شكر باره كي سوي نعمت رود
(دفتر سوم- 5982)


آموزه چهارم: ويژگي هاي غني و فقر


امام هادي(ع): الغني قله تمنيك والرضا بما يكفيك، الفقر شره النفس و شده القنوط. توانگري و ثروت آن است كه آرزوهايت را كم كني و به آنچه تو را كافي است راضي باشي. فقر نيز عبارت از سيري ناپذيري نفس و نوميدي شديد است.(ميزان الحكمه ج2 ص977 به نقل از بحار ج87 ص863)
حضرت معناي دقيق غنا و فقر را بيان مي فرمايند. ما آدميان، ثروت را در داشتن هرچه بيشتر دنيا مي پنداريم كه علاوه بر اينكه مصائب فراواني دارد هيچ گاه نيز از آن سيراب نمي شويم. ثروت حقيقي و غنا ، قطع وابستگي دل به دنيا و مظاهر آن و كاستن از آرزوها و خواسته هاي دنيوي است.
بي ترديد چنين شخصي استغناء طبع داشته و چشم طمع از ديگران بريده و سر نياز به سوي كسي فرود نمي آورد. با اين نگاه فقر نيز مفهوم خود را باز مي يابد. فقر واقعي نداشتن مال و منال نيست بلكه حرص به دنيا و چشم طمع به داشته هاي ديگران است كه چنانچه اين اشتها و خواسته نفس را مهار نكنيم، در بست ما را زمين گير كرده و چون در دنيا هيچ گاه سيراب نمي شود نتيجه اش قطعاً نااميدي و سرخوردگي و بيماريهاي روحي و رواني خواهد بود.
در روايات اسلامي، آزمندي و طمع، نااميدي شديد، جهل و ناداني، بي ايماني و كفر، كم عقلي، از جمله مصاديق مهم فقر محسوب مي شود و از فقر نفس و سيري ناپذيري آن با عنوان بدترين نوع فقر ياد شده است. (غرر ج2 ص882)
در مقابل اظهار فقر در پيشگاه خداوند بزرگ و درك اين كه هيچ چيز از ما نيست و همه چيز از خداست، از مصاديق مهم فقر مثبت تلقي شده است و پيامبر(ص) مي فرمايند: كه به چنين فقري افتخار مي كنم. (ميزان الحكمه ج2ص 708)
دولت فقر خدايا به من ارزاني دار
كاين كرامت سبب حشمت و تمكين من است
اگرت سلطنت فقر ببخشد اي دل
كمترين ملك تو از ماه بود تا ماهي
تو دم فقر نداني زدن از دست مده
مسند خواجگي و منصب توران شاهي
(ديوان حافظ)


آموزه پنجم: ثمره خودپسندي


امام دهم(ع): من رضي عن نفسه كثرالساخطون عليه. هركس از خودراضي شد، مردم ناراضي و خشمگين نسبت به او زياد خواهد بود. (منتهي الامال ج2ص 475)
بزرگان فرموده اند: از خودپسندي و خويشتن بيني اجتناب كن كه گناهي است كه تخم آن كفر، زمين آن نفاق، آب آن فساد، شاخه هايش جهل و ناداني، برگ هايش ضلالت و گمراهي و ميوه هايش لعنت و جاودانگي در جهنم است.
(معراج السعاده، ص 122) شخص از خودراضي كه در مقابل خدا خود را عددي بحساب مي آورد به طور مسلم در رفتار و روش خود در مواجهه با مردم صدبرابر بيشتر از موضع بالا برخورد مي كند و مرتب به خودنمايي مي پردازد و از مردم توقع احترام و اطاعت و زبوني را دارد.
مردم نيز فطرتا از انسانهاي متكبر و خودپسند بيزار هستند. به همين دليل در دل مردم هيچ جايگاهي نداشته و چه بسا كينه آنها را نيز به دل خواهند گرفت. به فرموده امام اول(ع) ميوه خودپسندي كينه و دشمني مردم است. (غرر ج2ص08)
به چسم كسان در نيايد كسي
كه از خود بزرگي نمايد بسي
مگو تا بگويند شكرت هزار
چه خود گفتي از كس توقع مدار
(بوستان سعدي، ص283)
بزرگان نكردند در خود نگاه
خدابيني از خويشتن بين، مخواه
زخاك آفريدت خداوند پاك
پس اي بنده افتادگي كن چو خاك
(همان ص 462-562)


آموزه ششم: ثمره صبر


امام هادي: المصيبه للصابر واحده و للجازع اثنان. بلا و مصيبت براي شخص صبركننده يكي است و براي شخص كم تحمل و كم صبر دوتا خواهدبود. (منتهي الآمال ج2 ص 475)
ظاهرا دوتا بودن مصيبت جزع كننده و انسان كم تحمل، يكي مصيبت وارده بر اوست و ديگري مصيبت نابودشدن اجر و پاداش اخروي اوست. علاوه بر آنكه بي تابي كردن، خود نوعي درد و رنج روحي است و غم آدمي را شدت مي بخشد. (همان)
نقل كرده اند كه كسري بر بوذرجمهر حكيم غضب كرد و دستور داد او را در جاي تاريكي حبس كنند و به دست و پايش زنجير ببندند. پس از مدتي كسي را فرستاد كه از او خبر گيرد و حالش را جويا شود. مأمور وقتي آمد او را با سينه گشاده و نفس آرميده ديد، از او پرسيد تو در اين زندان با سختي زندگي مي كني، اما چنان وانمود مي كني كه گويا در آسايش و راحتي به سر مي بري. حكيم گفت: من معجوني ساخته ام از شش چيز و آن را مصرف مي كنم لذا مرا با اين حال خوش مشاهده مي كني.
مأمور گفت آن معجون را به ما نيز ياد بده تا استفاده كنيم. حكيم گفت: آن شش چيز عبارت از:
1- فقط بايد اعتماد به خداوند داشت.
2- هرچيز مقدر شده همان خواهدشد (بيخود نگران نباش)
3- براي كسي كه دچار بلا و مصيبت شده بهترين دارو صبر است.
4- اگر صبر نكنيم چه كنيم.
5- اين را درنظر بگيريم كه ممكن بود مصيبتي از آن بالاتر و سخت تر به ما برسد.
6- از اين ساعت تا ساعت ديگر فرج است (از اين ستون به آن ستون فرج است)
چون اين مطلب را به كسري اطلاع دادند امر كرد او را از زندان رها كردند و وي را احترام نمودند. (همان ص 575)


آموزه هفتم: بيچارگي محتضر


امام علي النقي(ع): اذكر مصرعك بين يدي اهلك فلا طبيب يمنعك ولا حبيب ينفعك. ياد كن آن وقتي را كه بر روي زمين افتاده اي در برابر خانواده خود، پس پزشكي نيست تا تو را از مرگ نجات دهد و نه دوستي كه به حال تو سودمند باشد. (منتهي الامال ج 2 ص 675)
الهي توئي آگه از حال من
عيان است پيش تو احوال من
توئي از كرم دلنواز همه
به بيچارگي چاره ساز همه
بود هر كسي را اميدي به كس
اميد من از رحمت توست و بس
الهي به عزت كه خوارم مكن
به جرم گنه شرمسارم مكن
اگر طاعتم ردكني ورقبول
من و دست و دامان آل رسول
(همان ص 775)
نقل است كه وقتي بيماري عمر بن عبدالعزيز سخت شد، پزشك نگاهي به او كرد وگفت: او مسموم شده و وي را از مرگ در امان نمي بينم. عمر چشمهايش را باز كرد و گفت: آقاي دكتر آن كسي هم كه مسموم نشده، از مرگ در امان نيست. سپس او را نشاندند و چنين گفت: خدايا منم آن كه هر امري كردي كوتاهي نمودم و از هر چه نهي كردي نافرماني كردم.
و نيز گويند: هارون الرشيد موقع مردن كفن خويش را با دست خود انتخاب و آماده كرد و همواره به آن نگاه مي كرد و مي گفت: مال و ثروتم مرا بي نياز نكرد و قدرت و سلطنتم از بين رفت.
و نيز حكايت است كه يكي از بزرگان در حال احتضار ديد زنش گريه مي كند، پرسيد چرا گريه مي كني؟ گفت: به حال تو گريه مي كنم. گفت: به حال خودت گريه كن كه من چهل سال براي اين حالت خويش (براي چنين روزي) گريسته ام. (مجموعه ورام ج 1 ص 215-315)


آموزه هشتم: جان هاي پاك، پايگاه حكمت


امام دهم(ع)؛ الحكمه لا تنجع في الطباع الفاسده . حكمت در جانهاي فاسد تأثير نمي كند. (منتهي الامال ج 2 ص 775)
حضرت امير(ع) در همين رابطه فرموده اند: در گردن هاي خوكان جواهر نياويزيد.
حضرت عيسي(ع) در ميان بني اسرائيل خطبه مي خواند و فرمود: اي بني اسرائيل حكمت را بر افرادجاهل بازگو نكنيد كه در آن صورت به حكمت ظلم كرده ايد و به اهلش تعليم دهيد و در غير آن صورت به ايشان ستم نموده ايد.
كي درآيد فرشته تا نكني
سگ ز در دور و صورت از ديوار
(همان)
علي(ع) مي فرمايند: حكمت در دل منافق درنيايد جز آن كه همان گونه بيرون رود بلكه حكمت با پاكدامني قرين و همراه است. (غرر ج 1 ص 782-882)
بد گهر را علم و فن آموختن
دادن تيغي به دست راه زن
تيغ دادن در كف زنگي مست
به كه آيد علم ناكس را به دست
علم و مال و منصب و جاه و قرآن
فتنه آمد در كف بد گوهران
(مثنوي معنوي، دفتر چهارم- 8341-6341)


آموزه نهم: جاده دوطرفه محبت


امام هادي(ع): از كسي كه آزرده اش كرده اي، صفا و يكرنگي انتظار نداشته باش و از كسي كه تير بدگمانيت را به او نشانه رفته اي، انتظار خيرخواهي نداشته باش. زيرا دل ديگران با تو همچون دل توست نسبت به ديگران. (ميزان الحكمه ج 1 ص 91)
از علي(ع) نقل است كه دوستي ها را از دلها بپرسيد كه آنها گواهاني اند كه رشوه نمي گيرند. و نيز فرمودند: دوستي كن با دوست خود تا تو را دوست بدارد و به او اكرام كن تا تو را اكرام كند. او را بر خويش مقدم دار تا او نيز تو را بر خود و خاندانش مقدم بدارد. (غرر ج 1 ص 912-122)
از پيامبر(ص) منقول است كه: هر كس مي خواهد بداند كه چه منزلتي پيش خدا دارد، بنگرد كه منزلت و اعتبار خدا نزد او چگونه است. زيرا بنده به همان اندازه پيش خدا قدر و منزلت دارد كه بنده براي خدا نزد خود قدر و اعتبار قائل است. (مجموعه ورام ج 1 ص 324)
محبت و دوستي يك امر روحي و دروني است و عمدتاً رفتارهاي ما دوستي را محك مي زند. رابطه محبت انسان با خدا و نيز انسان با انسان دوطرفه است.
به نظر مي رسد كه عامل اصلي دوستي انسان با خدا در مرتبه اول ايمان به خدا و سپس اطاعت و پيروي از اوست و عامل دوري آنها در مرتبه اول كفر و شرك به خدا و سپس عصيان و تمرد از اوست.
عامل دوستي انسان با انسان، خيرخواهي و تعاون نسبت به يكديگر است و عامل دوري آنها بدخواهي و ظلم نسبت به همديگر است. اگر توقع كمك و احترام از ديگران داري، ابتدا از خود شروع كن، رحم كن تا ديگران به تو رحم كنند. ارحم ترحم (ميزان الحكمه ج 1 ص 814)


آموزه دهم: بهترين ها


امام هادي(ع): خير من الخير فاعله و اجمل من الجميل قائله و ارجح من العلم حامله. از خوبي بهتر كسي است كه خوبي مي كند و از زيبايي زيباتر كسي است كه زيبا مي گويد و از علم برتر كسي است كه دارنده آن است. (ميزان الحكمه ج1 (ص743 به نقل از بحار ج 87 ص 073)
درهمين زمينه امام صادق(ع) مي فرمايند: بهتر از راستگويي خود راستگو و بهتر از خوبي كسي است كه خوبي مي كند. (همان)
امام باقر(ع) فرمود: روز قيامت انساني را براي محاكمه مي آورند. به او گويند براي نجات خود دليل بياور. در پاسخ گويد: خداوندا مرا آفريدي و هدايت كردي و روزي و امكانات گسترده به من دادي. من نيز از آنها استفاده كردم و نسبت به انسانهاي ديگر برخورد نيك نمودم و از امكانات خود به آنان بخشيدم و بر آنها آسان گرفتم به اميد اينكه امروز مرا مشمول رحمت خود قرار دهي.
خداوند به فرشتگان خطاب مي كند: بنده من راست مي گويد او را وارد بهشت كنيد. (داستان دوستان ج 2 ص 262) شخصي به نام عبدالرحمان در مدينه مدتي معلم كودكان و نوجوانان بود. يكي از فرزندان امام حسين(ع) به نام جعفر به مكتب او مي رفت. معلم آيه- الحمدلله رب العالمين- را به جعفر آموخت. امام حسين(ع) بخاطر مقام معلم، هزار دينار و هزار حله (پيراهن مرغوب) به معلم هديه داد.
شخصي از امام پرسيد، آيا آن همه پاداش به معلم رواست؟ امام حسين(ع) در پاسخ فرمود: آنچه كه دادم چگونه برابري مي كند با ارزش آنچه كه او به پسرم آموخت. (همان ج1 ص27)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فهرست منابع
1- قرآن كريم
2- ارشاد، شيخ مفيد، ترجمه سيد هاشم رسولي محلاتي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
3- تحف العقول، شعبه الحراني، علي اكبر غفاري
4- منتهي الامال، شيخ عباس قمي، نشر پيام آزادي
5- جلاء العيون (تاريخ چهارده معصوم)، محمدباقر مجلسي، نشر سرور
6- غررالحكم، آمدي، سيد هاشم رسولي محلاتي، نشر فرهنگ اسلامي
7- منتخب ميزان الحكمه ، محمدي ري شهري، سازمان چاپ و نشر دارالحديث
8- مجموعه آثار شيخ عباس قمي، ولي فاطمي، دارالثقلين
9- معراج السعاده، ملااحمد نراقي، نشر مصطفي
01- مجموعه ورام، ابوالحسين ورام بن ابي فراس، محمدرضا عطائي، آستان قدس
11- كليات سعدي، نشر برگ نگار
21- مثنوي معنوي، مولوي، مولي
31- ديوان حافظ، به اهتمام محمد قزويني و قاسم غني، زوار
41- ولاءها و ولايت ها، شهيد مطهري، صدرا
51- داستان دوستان، محمد محمدي اشتهاردي، دفتر تبليغات اسلامي

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید