هفده شهریور حادثه فراموش نشدنی است
منو

سه شنبه, 21 آذر 1396 - Tue 12 12 2017

A+ A A-

هفده شهریور حادثه فراموش نشدنی است

  • نوشته شده توسط مدير سايت
  • دسته: يادداشت
  • بازدید: 1485

ا17 شهريور

لحکومة یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم ؛در طول تاریخ ظالمان برای بقای حکومت خود دست به هر جنایتی می زنند از زندان گرفته تا شکنجه و قتل وغارت ،درهمه این دوران ها رهبران الهی در مقابل این ظالمان و متجاوزین به پا خواسته و ایستاده اند وجلوی ظلم و تجاوزآنها را گرفته اند و گاهی موجب سقوط حکومت آنانند شدند چون قیام و انقلاب رهبران الهی برای خداست وخداوند هم آنها را یاری می کند وکسانی هم که مورد ظلم وستم واقع شده اند به یاری قیام و انقلاب این رهبران الهی می آیند البته این قیام ها هزینه هایی هم دارد از جان دادن گرفته تا هزینه های دیگر فلذا انقلاب اسلامی ایران که از سال 1342 شروع شد هزینه های سنگینی یرداخته است و امروزه که بیش از 37 سال از پیروزی آن می گذرد همچنان با عزت و قدرت پیش می رود به برکت یکی از سنگین ترین ارزشمند ترین و گرانقدر ترین هزینه ای است که شهداء با دادن خون خود این افتخار بدست آمده است شهداء حادثه خونین هفده شهریور است و در طول تاریخ ماندگار خواهد ماند.

حماسه خونین هفده شهریور حادثه‌ای است بس عظیم که اگر سالیان متمادی در وصف آن و یاد هزاران شهید آن روز، سخن گفته شود، باز قلم از ادای حق آن واقعه خونین عاجز خواهد بود.

  حرکتی که روز هفده شهریور 57 بدست جلادان شاه و کماندوهای اسرائیل به خون نشست، دارای هدفی مقدس بود که مردم قهرمان ما با نثار خون هزاران جوان خود در صدد تثبیت آن بودند. یک سری جریانات سیاسی در مسیر انقلاب در حال انجام بود که در کنار این هدف در حرکت مردم انقلابی ایران تأثیر گذار بود[1].

 بستر های پیدایش حادثه خونین هفده شهریور

  با دقت نظر در سیر تحولات شهریور 57 می‌توان دریافت که نطفه این واقعه اسفناک از روزهایی بسته شد که "شریف امامی" نخست وزیر دولت به اصطلاح آشتی ملی، روی کار آمد و دستور هجوم و کشتار مردم را صادر نمود، که در اثر آن  عده زیادی از مردم در شهرستان‌ها به دست مزدوران رژیم به شهادت رسیدند، در اعتراض به این اقدام، تعداد زیادی از مردم تهران در میدان ژاله و خیابانها اطراف آن جمع شده و دست به یک راهپیمایی آرام زدند که با برخورد شدید رژیم مواجه شده و بنابر اظهارات مقامات رسمی دولت وقت، طی سرکوبی این تظاهرات 3 نفر شهید و 10 نفر به شدت مجروح شدند.

  به دنبال این حادثه، چهارشنبه هشتم شهریور نیز مردم در خیابانهای تهران به ویژه خیابان ژاله سابق دست به اعتراض و تظاهرات زدند و با مقابله شدید مأموران رژیم روبرو شدند و چند تن از آنها شهید شدند.

 راهپیمایی عید فطر 57

   در سیزدهم شهریور 57 مردم تهران به امامت شهید "آیت الله مفتح" نماز عید فطر را در "قیطریه" برگزار کرده و پس از آن طی یک راهپیمایی میلیونی گسترده با صدای رسای خود اعلام کردند که خواستار برقراری حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) هستند. این راهپیمایی عظیم، جدی‌تر از همیشه زنگ خطر را برای "شاه" و رژیم پوسیده او به صدا درآورد و عرق سرد وحشت بر پیشانی رژیم فرو نشاند. روزهای 14 و 15 شهریورنیز، در تهران و شهرستان‌ها تظاهرات پراکنده ای صورت گرفت و دهها نفر دیگر شهید و مجروح شدند.

 اعتراض روحانیت

  روحانیت مبارز ایران در اعتراض به کشتارهای فجیع رژیم شاه در تهران و شهرهای دیگر، روز پنجشنبه 16 شهریور را روز عزای عمومی و تعطیل اعلام نموده جهت بزرگداشت شهدای چند روز اخیر دعوت به راهپیمایی گسترده‌تری نمودند. علیرغم ممانعت دولت، رژیم ناگزیر در مقابل اراده پولادین مردم عقب نشست و ملت ایران با جمعیتی بیش از راهپیمایی عید فطر به خیابانها آمدند و از همان مسیر راهپیمایی عید فطر (قیطریه) به راه افتادند و از مسیر خیابان دکتر شریعتی به سوی جنوب تهران سرازیر شدند، در حالی که خودروها و نفربرهای ارتش در مقابل آنها صف کشیده بودند.

  لحظه‌ای که مردم و ارتش بهم رسیدند، سکوت معناداری در میان آنها حکمفرما شد؛ یکباره از میان جمعیت این شعار برخاست: «برادر ارتشی چرا برادرکشی؟» و به دنبال آن بر گردن سربازان و لوله های سلاح شان شاخه های گل جای گرفت. بدین ترتیب تظاهرات 16شهریور پیروزی بزرگی در روند انقلاب اسلامی ایران بود که ضمن آن ارتش در آغوش محبت ملت قرار گرفت.[2]

 جمعه خونین

  پس از این دو راهپیمایی میلیونی بود که شاه پس از مشورت با فرماندهان نظامی و با تبادل نظر با سفرای آمریکا و انگلیس، پنج‌شنبه شب (16 شهریور) دستور حکومت نظامی صادر کرد و هیأت دولت نیز آن را تأیید نمود.[3]

  صبح روز هفده شهریور در حالی که اکثر مردم از اعلام حکومت نظامی بی ‌خبر بودند، همانند روزهای گذشته در میدان شهدا (ژاله سابق) اجتماع کردند تا راهپیمایی دیگری را ترتیب دهند اما با نظامیانی مواجه شدند که میدان و خیابانهای اطراف را در محاصره خود داشتند، زنان در نزدیکی میدان و مردان کمی با فاصله از میدان نشسته بودند و شعارهای انقلابی سرمیدادند، تا راهپمایی خود را آغاز نمایند، ناگهان مأموران بی‌رحمانه به سویشان آتش گشودند؛ مردم که انتظار چنین قساوتی نداشتند، شجاعانه در مقابل رگبار گلوله‌ها نشستند و در حالی که شعار "مرگ بر شاه" و "درود بر خمینی" برلب داشتند به خون خود غلتیدند.

  بقیه مردم که از معرکه دور بودند، مجروحین را با خود حمل کرده و بر سر راه خود بانکها، سینماها، فروشگاه‌های کوروش، اتوبوس‌ها، و ماشین‌های دولتی و نظامی را به آتش کشیدند. درگیری تا بعد از ظهر آن روز ادامه داشت بر اثر آن بیش از چهارهزار نفر شهید و صدها نفر دیگر مجروح شدند.

  همزمان با تهران در شهرهای آبادان، اهواز، شیراز، مشهد، قزوین، جهرم، کازرون، تبریز، کرج، کرمانشاه، و قم حکومت نظامی اعلام شد و مقررات عبور و مرور و منع تجمعات مردمی به اجرا درآمد. در همان روز چندین نفر از شخصیت‌های مبارز روحانی و غیر روحانی دستگیر شدند.

 

http://hayat.ir/file/attach/201209/77637.jpg

 

 پیام امام (ره)

  حضرت امام (رحمت الله علیه) پس از فاجعه هفده شهریور، پیامی به همین مناسبت به هموطنان مظلوم ایران فرستادند و در این پیام با محکوم نمودن اعمال وحشیانه رژیم، فرمودند:

«شما ای ملت ایران که تصمیم گرفته‌اید خود را از شر رژیم شاه خلاص گردانید، در رفراندومی که در عید فطر و چهارم شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام دادید، به دنیا نشان دادید که رژیم شاه جایی برای خود در ایران ندارد...»[4]

 پیامدهای رویداد 17 شهریور

 1-   تردید و تزلزل در اراده سیاسی رژیم شاه:

  به دنبال كشتار 17 شهريور، رژيم در رويارويي با ملت‏ سخت‏ به ترديد و تزلزل افتاد؛ چرا كه شيوه‏هاي مرسوم اعم از سركوب و سازش در عمل شكست ‏خورده بود. اجراي حكومت نظامي كه بر اساس نظريه مشاوران امنيتي و ساواك، بهترين سياست ممكن جهت ‏برقراري امنيت و آرامش تلقي مي‏شد، نتيجه عكس بخشيد.

  چند روز پس از واقعه ‏17شهريور هنگامي كه "شريف امامي" براي اخذ راي اعتماد به مجلس مي‏رفت، دست كم ‏9 تن از نمايندگان فريادزنان صلاحيت "‏شريف امامي" را زير سؤال بردند، که البته در نهایت رای اعتماد را از مجلس اخذ کرد.[5]

 2- تاثير واقعه7‏1شهريور در مشي مبارزه و خواستهاي سياسي ‏مخالفان:

  17 شهريور شكاف ميان حكومت و ملت را عميق تر كرد و امكان هر نوع پيوستگي يا سازش را از بين برد. بدين‏ترتيب واقعه ‏17شهريور به اعتبار ميانه‏روها و هواداران انديشه اعاده مشروطيت ‏سلطنتي به نحو اجتناب‏ناپذيري آسيب وارد نمود؛ زيرا، دولت آشتي ملي بيش از دو هفته نتوانست به وعده‏هاي خود وفادار بماند و در 17شهريور نقاب دروغين از چهره خود برافكند. توجيه‏ناپذيري اين رويداد، راه مسالمت ميان شاه و مخالفان را براي هميشه بست. بنابراین، هنگامي كه امكان  راه حل سياسي با رژيم از بین رفت، انقلاب در مسير تازه‏اي افتاد و شتاب بيشتري گرفت. از اين ديدگاه رويداد 17شهريور باعث انسجام فكري و اتحاد عملي مخالفان شد و همگان به اين نتيجه رسيدند كه تنها يك راه براي نجات جامعه ايران باقي مانده است و آن خروج شاه و سقوط رژيم او و استقرار يك نظام مطلوب است.

 3- حکومت نظامی و تزلزل ارتش:

  حوادث ‏17شهريور و ادامه حكومت نظامي، انسجام و اراده ارتش را متزلزل ساخت. استقرار طولاني مدت ارتش در ميدانها و چهارراهها و مراكز مهم شهر، موجب فرسایش آنان می شد. ارتش مي‏بايست تحت فرمان فرمانداريهاي نظامي و شوراي امنيت استان عمل كند كه خواه‏ناخواه با هيات دولت و ساير مراكز قدرت در نحوه و اجراي فرمانهاي حكومت نظامي اختلاف نظر مي‏يافت. اين واقعيت‏ با توجه به ساختار ارتش شاهنشاهي كه شكاف عميقي ميان كادر فرماندهي با بدنه نيروهاي مسلح از نظر گرايشهاي سياسي و تمايلات ملي و مذهبي وجود داشت، موضع ارتش را به عنوان سركوبگر مخالفان، سخت تضعيف مي‏كرد.[6]

 4- آمریکا و تحولات پس از 17 شهریور:

  دو روز پس از 17شهريور "اردشير زاهدي"، سفير ايران، در واشنگتن با "وارن كريستوفر"، معاون وزارت خارجه آمریکا، ديدار نمود. "كريستوفر" ضمن تاكيد بر حمايت دولت آمريكا از ايران، خواستار رعايت اعتدال در اجراي حكومت نظامي شد؛ اما "زاهدي" ادعا كرد که كمونيستهاي سازمان يافته تظاهرات را ترتيب مي‏دهند و دولت آمريكا همراه با نيروهاي اپوزيسيون، توطئه براندازي شاه را تدارك ديده است. "كريستوفر" اين اتهام را زشت و ناروا خواند و گفت تضعيف اعتماد به نفس شاه در اين زمان مهمترين عامل بروز و گسترش شورشهاست.[7]

 5-هجرت امام از نجف به پاریس:

  "شريف امامي" در آغاز تصدي نخست‏وزيري و درباره برنامه‏ها و سياست هاي دولت آشتي ملي در مورد بازگشت آيت‏الله خميني اعلام كرده بود كه بازگشت ايشان به كشور بلامانع است.[8] در پي آن در تاريخ ‏  7 شهريور1357 - و پس از تقريبا 15 سال - روزنامه اطلاعات عكس امام را در صفحه اول خود چاپ كرد و از اعزام هياتي به منظور مذاكره و بازگشت ايشان به نجف خبر داد، اما رهبر انقلاب در همان روز، نخست‏وزيري "شريف امامي" را «نيرنگ شيطاني شاه‏» خواند و پيشنهاد آشتي با روحانيان را «وعده پوچ و فريبكارانه‏» دانست و مردم را به مقاومت و مبارزه تشويق كرد.[9] با وقوع حادثه ‏17شهريور، امام، شاه را مسئول مستقيم كشتار مردم دانست و خواستار انهدام رژيم شاهنشاهي شد.

 6- گسترش اعتصابات و از پا درآمدن دولت:

  مهمترين ويژگي دور تازه اعتصابات كه در اندك زماني پس از كشتار 17شهريور آغاز شد، ماهيت كاملا سياسي آن بود كه با هدف از پادرآوردن رژيم و فلج‏ساختن آن صورت مي‏پذيرفت. در روزهاي دوم و سوم مهر همان سال، اعتصاب وسيع كاركنان پالايشگاه آبادان به نشانه همبستگي با سي هزار تن از كارگران اعتصابي نفت در تهران، اهواز، گچساران و آغاجاري به راه افتاد. به تدريج ‏شركت مخابرات، راه‏آهن، ذوب‏آهن، بنادر و كشتيراني، بازاريان، معلمان، دانشگاهيان و ساير مؤسسات اعتصابات را وسعت ‏بيشتري بخشيده و اعتصاب‏كنندگان خواستار كناره‏گيري شاه و ايجاد جمهوري اسلامي شدند. اين اعتصابات به ويژه در شركت نفت‏ سبب ركود عمده‏ترين منبع درآمد ارزي كشور و حتي دشواري دستيابی به نفت جهت مصارف انرژي، حمل و نقل و سوخت‏ حرارتي براي منازل شد. در نتيجه دولت در پي اختلال در سيستم اقتصادي در انجام تعهدات داخلي و بين‏المللي با تنگناهاي فلج‏كننده‏اي روبرو شد. دولت آمريكا نيز در پي توقف پرداختهاي ايران، برنامه فروش جنگ‏افزار نظامي را تا روشن ‏شدن اوضاع سياسي تهران به حالت تعليق درآورد.[10]

  [1]. مجله پیام انقلاب، شماره 40، ص28.

[2] . دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه، رویدادها، تهران، دبیرخانه، مرکزی ائمه جمعه، چاپ اول، 1370، ص 423 و 421.

[3] .سولیوان، ویلیام، مأموریت در ایران،ترجمه محمود طلوعی، انتشارات علم، 1375،  ص 113.

[4] .دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه، رویدادها، تهران، دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه، چاپ اول، 1370، ص 426.

[5] . آرشيو اسناد مركز انقلاب اسلامي، ص 279.

[6] . حسين فردوست و ديدگاه وي نسبت‏به شريف امامي در كتاب: ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، تهران، اطلاعات، جلد 1، 1371، ص 581.

[7] . نجاتي، غلامرضا؛ تاريخ سياسي بيست و پنج‏ساله ايران: از كودتا تا انقلاب، تهران، رسا، چاپ چهارم، جلد2، 1373، صص 94-95.

[8] . نجاتي، غلامرضا؛ همان،جلد 2، ص 83.

[9] . صحيفه نور، جلد 1، صص 568-569.

[10] . مايكل له دين، شاه و كارتر، ترجمه مهدي افشار، تهران، دنياي كتاب، چاپ اول، 1371، ص 251.